آذرخشى ديگر از آسمان كربلا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢ - قداست و تحريف ناپذيرى قيام عاشورا
داشت على(عليه السلام) را معرفى كردند. مردم تعجب مىكردند كه در گرماى ظهر، پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) براى چه آن ها را اين جا جمع كرده است. هفتاد روز از واقعه غدير خم گذشت. پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) از دنيا رفتند و همين مسلمان هاى اصحاب بدر و حنين جمع شدند تا براى پيغمبر(صلى الله عليه وآله) جانشين تعيين كنند. بعضى گفتند بايد جانشين حضرت(صلى الله عليه وآله) از مهاجرين باشد؛ بعضى گفتند بايد از انصار باشد؛ بعضى گفتند دو تا امير برگزينيم: «مِنّا أَميرٌ وَ مِنْكُمْ أَميرٌ»١. آنچه مطرح نشد و دنبال نكردند اين بود كه هفتاد روز قبل، پيغمبر(صلى الله عليه وآله) خودشان چه فرمودند؟ براى چه ما را در غدير جمع كردند و ما را در آن گرما نگاه داشتند و قبل از آن، در طول بيست سال بارها على(عليه السلام) را معرفى كرده بودند؟ هم سخنان پيغمبر(صلى الله عليه وآله)و هم رفتار آن حضرت تحريف شد؛ حتى بعضى از همسرانش به او تهمت ها زدند. سوره تحريم را بخوانيد و بينيد كه قرآن درباره بعضى از همسران پيامبر(صلى الله عليه وآله) با چه لحنى سخن مىگويد.
شب گذشته درباره اميرالمؤمنين(عليه السلام) اشاره كردم و شما بارها شنيده ايد كه على(عليه السلام) در تمام عالم با دو چيز شناخته مىشود. هر جا از على(عليه السلام) سخنى گفته مىشود، عدالت و عبادت او به ذهن مىآيد. على(عليه السلام) از عابدترين و نيز از عادل ترين انسان ها شناخته شده بود. على(عليه السلام) در حال بيل زدن در مزرعه هم نماز نافله مىخواند. در هر شبانه روز پانصد يا هزار ركعت نماز مىخواند و همه او را مىشناختند. اما وقتى خبر رسيد كه على(عليه السلام) در كوفه، در مسجد به شهادت رسيده است مردم شام گفتند مگر على(عليه السلام) هم نماز مىخواند؟ و همين طور ساير ائمه اطهار(عليهم السلام)و بزرگان دين، هر كدام به صورتى مورد تهمت قرار گرفتند. بالاترين حجت بر تمام انسان ها قرآن كريم است. از روزى كه حضرت آدم(عليه السلام) خلق شده است تا پايان زندگى انسان بر روى كره زمين حجتى رساتر، روشن تر و هدايتگرتر از قرآن نخواهد بود. اما همين قرآن را مورد تفسيرهاى غلط قرار داده بودند و حالا هم چنين مىكنند. همه طوايف مسلمين با همه اختلافاتى كه در مذاهبشان دارند به نحوى به آيات قرآن تمسك مىجويند. در مورد يك مسأله، هم آن كسى كه آن را اثبات مىكند و هم آن كه آن را نفى مىكند، به آيه قرآن تمسك مىكنند. چه آن ها كه قائل به جبرند و چه آن ها كه قائل به تفويض، هر دو گروه به آيات قرآن تمسك مىكنند. يعنى قرآن مورد ابهام قرار مىگيرد. اين كه چرا قرآن به گونه اى است كه مىتوان براى آن تفسيرهاى مختلفى كرد، مسأله اى است و به بحث مفصلى احتياج دارد. ولى
[١] همان.