آذرخشى ديگر از آسمان كربلا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧١ - گستره معناى جهاد
دنبال نكردند بايد دقيقاً مصاديق و حدود اين موارد را مشخص كنند، تبيين كنند كه مهام امور كدامند؛ چند مورد آن را امام(قدس سره)فرمود، موارد ديگر را نيز بايد شناسايى و معرّفى كرد. حق اين است كه اين موارد با توجه به مسائل اجتماعى روز بررسى شود. امروزه كشتن پيامبر و امام تنها به اين نيست كه شمشير بزنند و گردن او را ببرند، امروز پيامبرى او را مىكشند، امامت و ولايتش را مىكشند، صريحاً در جمهورى اسلامى، كسى كه مورد احترام شخصيت هاى درجه اول كشور است، مىنويسد كه با مرگ پيامبر(صلى الله عليه وآله)ولايت هم از بين رفت!١ بعد از مرگ پيامبر ديگر ولايتى نداريم! و شب عاشورا اين آقا را به عنوان گوينده اسلامى دعوت مىكنند تا براى دانشجويان و استادان دانشگاه ها صحبت كند؛ امسال هم دعوت كردند.٢ كسى كه مىگويد وحى امرى شخصى است و ما نمىتوانيم اثبات كنيم واقعاً كسى پيامبر است يا نه! و كسى كه مىگويد پيغمبر هم مثل ساير مردم حتى در فهم وحى اشتباه مىكند! حتى در فهم وحى! اين بدتر است يا كشتن پيامبر(صلى الله عليه وآله)؟ اگر پيامبر(صلى الله عليه وآله) را بكشند، هدفش بيش تر حفظ مىشود؛ كما اين كه هنگامى كه حسين بن على(عليه السلام) را كشتند هدفش با همان خونش حفظ شد. اما اگر پيامبرى او را كشتند، ديگر چه چيزى باقى خواهد ماند؟ آن گاه امروز در مقابل اين مسأله مىتوان گفت كه مىترسم سيلى بخورم؟! مىترسم حرفى بزنم به من توهين كنند؟! مىترسم برايم پرونده تشكيل دهند؟! و مىترسم و مىترسم؟! آيا اين بهانه ها عذر مىشود؟ مسؤولان دينى و دولتى ما اين مسائل را نمىدانند؟ خطرهايى كه از ناحيه اين افراد پيدا مىشود درك نمىكنند؟ يا اهميت نمىدهند؟ كيست كه نداند در اين چند سال اخير روز به روز دين در جامعه ما ضعيف تر شده است؟ كيست كه نداند؟
خدا شاهد است گاهى كه به كشورهاى خارجى مىرويم جوابى براى مسلمانانى كه در انگليس و آمريكا و ساير كشورها زندگى مىكنند نداريم. مىگويند ما پارسال آمديم ايران را ديديم، امسال هم آمديم ايران را ديديم، باور نمىكنيم اين ايران، ايران سال گذشته باشد. شما باور مىكنيد كه سطح دين در جامعه ما مثل پارسال باقى مانده است؟ ممكن است كسى در اين مسأله شك كند؟ جاى شكى ندارد.
عامل اين تنزل دينى كيست؟ و چيست؟ چرا امروز اوضاع اين گونه شده است؟ اگر شما
[١] ر.ك: سروش، عبدالكريم، بسط تجربه نبوى، ص ٢٧ و ١٣٣. [٢] ر.ك: عصر آزادگان، ٢٨/١/١٣٧٩، ص ٣، گزارش سخنرانى سروش در مراسم عزادارى دفتر تحكيم وحدت.