آذرخشى ديگر از آسمان كربلا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦١ - ـ گستره معناى جهاد
نوعى امر به معروف است. اما اصطلاح امر به معروف به خودى خود شامل تعليم جاهل نمىشود و اگر به تعليم جاهل توسعه داده مىشود، با توجه به وسعت ملاك آن است؛ يعنى ملاكى كه خداى متعال به خاطر آن امر به معروف را واجب كرده شامل كسى هم كه علم ندارد مىشود و بايد به او ياد داد؛ البته مفهوم اصلىِ امر به معروف اين نيست.
از طرف ديگر كسى كه مىداند بايد نماز خواند، با مسائل آن هم به خوبى آشناست، گاهى در فضا و شرايطى است كه نماز از ارزش اجتماعى بالايى برخوردار بوده و ترك آن گناهى بزرگ و ضد ارزش به شمار مىرود؛ لذا، اگر به كسى بگويند بى نماز، براى او از هر ناسزايى بدتر است؛ من به خاطر دارم زمانى كه كوچك بودم، يكى از فحش هايى كه در جامعه آن روز گفته مىشد اين بود كه مىگفتند فلانى تارك الصلاة است، باور كنيد اين از هر فحشى كه در مورد جنايات و اعمال شنيع گفته مىشد بدتر بود؛ يك وقت جوّ جامعه اين گونه است، اگر به كسى بگوييد، نماز نخوانده است، سرش را پايين مىاندازد و پيشانى در هم مىكشد كه چرا فهميده اند نمازم ترك شده است و از اين كار خجالت مىكشد. اگر به او چنين گفتيد او عذر خواهى مىكند و مىگويد ببخشيد، فراموش كردم يا عذرى داشتم، بالاخره گفته شما در او تأثير مىكند و براى او موعظه و پندى مىشود، او هم متّعظ مىشود. در روايات آمده است كه «اِنَّما يُؤْمَرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ يُنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ مُؤْمِنٌ فَيَتَّعِظُ أَوْ جاهِلٌ فَيَتَعَلَّم،»١ گاهى مؤمنى امر به معروف و نهى از منكر مىشود و او متّعظ شده، قبول مىكند، و گاهى جاهل است و نمىداند، اگر به او گفته شود، ياد مىگيرد.
اما گاهى شرايطى پيش مىآيد كه فضاى فرهنگى حاكم بر جامعه، اسلامى نيست، امر واجبى را كه مىخواهيد به آن امر كنيد اصلا ارزش تلقى نمىشود، ترك آن هم ضد ارزش نيست، شرايط به گونه اى شده است، كه اگر به كسى بگويى چرا فلان كار را انجام مىدهى، فورى با گردن فرازى مىگويد دلم نمىخواهد! به تو چه! مگر فضولى! به او مىگويى اين احكام خلاف شرع است، انقلاب شده است براى اين كه احكام شرع پياده شود، مردم به خاطر اجراشدن احكام اسلام صدها هزار شهيد دادند؛ جواب مىدهد بى خود شهيد دادند! من دلم نمىخواهد! كمى اصرار كنيد، علناً به اسلام هم بد مىگويد. خيلى ها گفته اند كه اگر ما اسلام را نخواسته باشيم، بايد چه كسى را ببينيم! دائم مىگوييد جمهورى اسلامى! جمهورى اسلامى را
[١] بحارالانوار، ج ١٠٠، ص ٧١، باب ١، روايت ٣.