آذرخشى ديگر از آسمان كربلا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨١ - زمينه  هاى قيام عاشورا
رساندند، ولى دست از ولايت بر نداشت. دست ها و پاهاى رُشيد هَجرى را بريدند، گفته بود كه من از مولاى خود على(عليه السلام) شنيدم كه دست و پايم را قطع مىكنند و بعد زبانم را نيز مىبرند. عبيد الله بن زياد گفت: براى اين كه حرف على(عليه السلام) دروغ بشود، اين كار را نمىكنم. بعد از اين كه دست و پاى رشيد را بريدند، او عاشقانه آغاز به بيان فضايل على(عليه السلام) كرد؛ عبيد الله به خيال خودش مجبور شد زبان رشيد را ببرد، لذا حجّامى را فرستاد تا زبان رشيد را ببرد، ابتدا قصد نداشت اين كار انجام شود، بلكه مىخواست خبر على(عليه السلام) دروغ در بيايد، ولى بر خلاف ميل او اين خبر درست واقع شد.١
گلايه از دوستان هم لباس خودم اين است كه، ما بايد در مورد اين مسائل بيش تر كار كنيم، تا بتوانيم بگوييم در چه مواردى و چه زمانى به خاطر تقيه تبرى از امام معصوم(عليه السلام) جائز است؟ ارتكاب كدام يك از محرمات و در چه مواردى به واسطه تقيه جايز است؟ آيا مواردى هست كه تقيه نتواند جلوى انجام تكليف را بگيرد يا نه؟ اگر هست در چه مواردى است؟ و سرانجام، بزرگانى كه در نهايت مرتبه تقوا و تالى تلو مقام عصمت بودند و علم بلايا و منايا داشتند بر اساس چه دليلى حاضر نشدند از على(عليه السلام) تبرى بجويند تا جان خودشان را حفظ كنند؟ مگر نه اين كه اگر اين بزرگواران زنده مىماندند، مىتوانستند زمان بيش ترى را براى تعليم معارف به مردم صرف كنند؟ و مگر نه اين كه با كشته شدن امكان انجام وظيفه تعليم از ايشان سلب مىشد؟ مناسب بود حداقل تقيه مىكردند؛ چرا اين بزرگان تقيه نكردند؟ دليل شرعى آن ها چه بود؟ آيا از مسئله تقيه اطلاع نداشتند؟ چرا على(عليه السلام) هنگامى كه از آينده آن ها خبر مىداد، به ايشان نفرمود وقتى كه شما را وادار به تبرّى از ما كردند، اين كار را انجام دهيد! تا جان شما محفوظ باشد. متأسفانه، ما در مورد اين مسائل كم تر كار كرده ايم. كسى كه شايد بهترين كار را در اين زمينه انجام داد، حضرت امام(قدس سره) بود. اولين فتواى صريح ايشان اين بود كه تقيه در مورد امور مهم حرام است، و لو بلغ ما بلغ.٢ ديگران چنين فتوايى را نمىدادند، چون تحقيق نكرده بودند، و جرأت نمىكردند كه چنين فتوايى بدهند، چون در اين زمينه كم كار شده بود. تنها امام(قدس سره)چنين شهامتى داشت، هم تحقيق كرده بود و هم اين شهامت را داشت كه علناً بگويد: ولو جان شما در خطر باشد، حتى اگر صدها و هزاران نفر كشته شوند،
[١] ر.ك: همان، ج ٧٥، ص ٤٣٣، باب ٨٧، روايت ٩٥. [٢] ر.ك: صحيفه نور، ج ١، ص ٣٩؛ ج ٧، ص ٣٦.