لقاي الهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢١ - ضرورت استفاده از فرصت ها براي آخرت
ويژه در انسان پديد ميآيند و تقريباً اختيار را از انسان سلب ميكنند و او را ناخواسته به رفتاري كاملاً مخالف با باورهايش واميدارند. از اين دسته ميتوان به عصبانيت اشاره كرد كه به هنگام پديد آمدن اين حالت در انسان ، مانند كسي كه عقل از دست داده به فحاشي و حتي كارهاي جبرانناپذير دست ميزند؛ نمونه ديگر هيجانات، اوج غلبه شهوت در انسان است كه كاملاً عقل انسان را تحت الشعاع خود قرار ميدهد و اختيار را از او ميگيرد و ممكن است او را به گناه و ناپاكي آلوده سازد كه پيامدي جز ننگ و بدنامي براي او نخواهد داشت.
عامل دوم «عادات» ميباشند. «عادت» عبارت است از انس نفس انسان به يك رفتار و يا لذتي كه چه بسا آن لذت هم غير واقعي است و بر اثر اُنس نفس به آن، تبديل به لذتي موهوم گرديده است؛ مانند كساني كه به كشيدن سيگار عادت كردهاند. با اين كه سيگار براي انسان ضرر دارد و مزه و بوي بد آن نيز آزار دهنده است؛ اما كساني كه به آن عادت كردهاند، از كشيدن آن لذت ميبرند و حتي ممكن است آن را از غذا براي خود ضروريتر بدانند. بيشك چنين عادتي عاقلانه نيست و هيچ توجيه منطقي و عقلي ندارد و اگر چنين معتادي به عقل و وجدان خود مراجعه كند، پوچ و بيفايده و بلكه زيانبار بودن آن را درمييابد. با اين حال هنگامي كه براي برخي از افراد سيگاري از زيانهاي سيگار و بيماريهاي خطرناكي كه پيامد مصرف آن است گفته ميشود، نميپذيرند و تسليم نظر خبرگان و متخصصان نميشوند و سيگار را براي خود مفيد ميدانند. اگر شخص سيگاري انصاف داشته باشد، ميپذيرد كه كارش