لقاي الهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٣ - نقش دلبستگي به دنيا در غفلت از آخرت
مرحلهاي كوتاه از حيات ابدي انسان و وسيلهاي براي سفر ابدي انسان است. دنيا شبيه مركبي است كه انسان براي رسيدن به مقصد بر آن سوار ميشود و مهم آن است كه هرچه زودتر به مقصد برسد و اين مركب تنها وسيلهاي است كه او را به مقصد ميرساند. اگر كسي به خود مركب دلبستگي نشان داد و از آن براي مسافرت استفاده نكرد، ديگران او را فاقد عقل و شعور ميدانند.
كساني كه به دنيا دلخوش كردهاند و علاقهاي به آخرت ندارند، در واقع برخلاف هدف آفرينش خود قدم بر ميدارند و استعدادهايي كه خداوند در آنها قرار داده تا به وسيله آنها به زندگي سعادتمندانه ابدي در آخرت برسند را تباه ميكنند. آنان خويش را از مقام بلند انسانيت و جانشيني الهي به مرتبه حيوانات پايين ميآورند و روزي بايد پاسخگوي رفتار خود باشند. روزي بايد در برابر بياعتنايي به نعمتها و استعدادهاي الهي و غفلت از آخرت و تلاش نكردن براي رسيدن به هدف آفرينش خود و دلبستن به زندگي زود گذر دنيا كيفر شوند.
بنابراين سّر آن كه انسان علاقهاي به گفت و گو درباره آخرت ندارد و به باور به آخرت پايبند نيست، انس و عادت يافتن به زندگي دنيا و لذتهاي آن است. او نميخواهد از لذتهاي دنيا جدا شود و نميتواند درباره مسائلي بينديشد كه دلبستگي او را به دنيا كم ميكنند. او به مرگ نميانديشد؛ چون ميداند مرگ او را از لذتهايش جدا ميكند؛ اما كسي كه به باطن دنيا پي برده و دريافته است كه دنيا ارزش دلبستن ندارد و لذتهاي حقيقي و سعادت واقعي و ابدي در آخرت است، با