لقاي الهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥ - نقد نظريه بعضي از عرفا درباره حرکت در آيه شريفه
حرکت جواهر عالم ماده و به تعبير ديگر حرکت و سير سراسر عالم به سوي خدا نيست؛ چون واژه «کادح» در آيه شريفه که بيانگر حرکت همراه با رنج و تلاش است با اين احتمال سازگار نميباشد. احتمال دوم درباره حرکت در آيه را عرفا گفتهاند و مراد از آن، حرکت اولياي خاص خداوند است که براي رسيدن به لقاي الهي به دنيا پشت پا ميزنند و دل از ماسويالله ميکنند و به سوي محبوب و معشوق خودشان حرکت ميکنند و در نهايت به ديدار او نائل ميشوند.
از ديدگاه آنان همه مردم به ويژه کفار، معاندان و گردنکشان که حتي از شنيدن نام خداوند ناراحت و آزرده ميشوند، سير معنوي و عرفاني به سوي خداوند ندارند و تنها اولياي خاص خدا که به مراتب عالي کمال و معرفت خداوند دست يافتهاند، ميتوانند با سير تکاملي و معنوي خويش به لقاي خداوند متعال نائل گردند. اگر دليل قطعي بر اين ادعا ميداشتيم، ما نيز ميگفتيم مراد از آن حرکت، حرکت خاص اولياي خدا بوده و مراد از انسان در آيه، معصومين (عليهم السلام) و اولياي خاص خدا هستند؛ اما نهتنها چنين دليلي وجودي ندارد، ظاهر اين آيه نيز با آن احتمال سازگار نيست و حاکي از ديدار عمومي انسانها با خداست، بلکه آيات بعدي همه گواه بر اين است که منظور از حرکت در آيه، حرکت عمومي و اختياري همه انسانها است كه در نهايت به حضور در پيشگاه الهي ميانجامد، هرچند از آغاز ندانند كه سرانجام سير و حركتشان كجاست. پس، از بين سه احتمال مذکور احتمال سوم ترجيح دارد. در اين آيات خداوند ميفرمايد:
«فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ * فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا *