لقاي الهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦ - نقد نظريه بعضي از عرفا درباره حرکت در آيه شريفه
وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا * وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِ * فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا * وَيَصْلَى سَعِيرًا * إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا * إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ * بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا؛[١] اما کسي که کارنامهاش به دست راستش داده شود، به زودياش حسابي بس آسان کنند، و شادمان به سوي کسان خويش [از مؤمنان و بهشتيان] بازگردد. و اما آن که کارنامهاش از پشتسرش داده شود، زود است که به هلاکت و نابودي [و گفتن واي بر من] فرياد برآرد، و به آتش افروخته درآيد. همانا وي در ميان کسان خود [به ناروا] شادان بود. همو ميپنداشت که هرگز باز نخواهد گشت. آري، همانا خدايش به وي [و کردارش] بينا بود».
در آيات بالا مردم که در قيامت خداوند را ملاقات ميکنند به دو دسته تقسيم شدهاند:
دسته اول: نيکوکاران و کساني که نامه اعمالشان به دست راستشان داده ميشود و خيلي راحت به حساب آنها رسيدگي ميشود و آنان که در دنيا با تلاش در پي رسيدن به هدف متعالي خويش و خشنودي خداوند بودند و به تنآسايي و بدمستي نميپرداختند، دوران بهرهمندي از لذتها، سرور و شادماني آنان آغاز ميگردد و شادمانه نزد دوستان خود ميروند و به آنان ميگويند: «هَاؤُمُ اقْرَؤُوا كِتَابِيه؛[٢] بياييد کتابم را بخوانيد».
[١] انشقاق (٨٤)، ٧ ـ ١٥. [٢] حاقه (٦٩)، ١٩.