رساله جوديه
(١)
رساله جوديه
١ ص
(٢)
باب اول
٣ ص
(٣)
در علاج چشم
٣ ص
(٤)
باب دوم
٩ ص
(٥)
در علاج درد دندان
٩ ص
(٦)
باب سيم
١١ ص
(٧)
در بيان درد معده
١١ ص
(٨)
در بيان قى آمدن
١٢ ص
(٩)
باب چهارم
١٣ ص
(١٠)
دفع كرم و كدو دانه و دانه كودكان
١٣ ص
(١١)
دفع قولنج
١٤ ص
(١٢)
دفع خون شكم
١٤ ص
(١٣)
دفع درد ناف و زهار
١٥ ص
(١٤)
در گشادن آواز
١٦ ص
(١٥)
دفع كلف
١٥ ص
(١٦)
باب پنجم
١٥ ص
(١٧)
در دفع تب
١٥ ص
(١٨)
دفع خارش اندام
١٥ ص
(١٩)
دفع مار گزيده
١٦ ص
(٢٠)
دفع كيك گزيده
١٧ ص
(٢١)
دفع موش
١٧ ص
(٢٢)
دفع مو ريخته
١٧ ص
(٢٣)
دفع بيرون آمدن مقعد
١٨ ص
(٢٤)
دفع بواسير
١٨ ص
(٢٥)
دفع آماس
١٨ ص
(٢٦)
دفع درد خايه
١٨ ص
(٢٧)
باب ششم
١٩ ص
(٢٨)
در بيان قوت باه
١٩ ص
(٢٩)
باب هفتم
٢٠ ص
(٣٠)
دفع استسقاء
٢٠ ص
(٣١)
گشودن حيض
٢١ ص
(٣٢)
دفع خون آمدن از زنان بعلت زبان
٢١ ص
(٣٣)
باب هشتم
٢٢ ص
(٣٤)
دفع درد پشت
٢٢ ص
(٣٥)
دفع مگس
٢٣ ص
(٣٦)
فهرست اسامى رجال
٢٤ ص
(٣٧)
فهرست اماكن
٢٩ ص
(٣٨)
فهرست ماخذ و منابع
٣٠ ص
(٣٩)
فهرست مندرجات
٣٧ ص

رساله جوديه - ابن سينا - الصفحة ٨ - در علاج چشم

و ميل تنها زرين‌ [١] همين فايده كند و اگر مگس‌ [٢] را خشك كنند و بسايند و با سرمه بچشم در كشند مژه‌ها [٣] بروياند و روشنى افزايد- چون خون خرس‌ [٤] در چشم كشند موى كه بر چشم زائيده‌ [٥] باشد دفع كند- خون هدهد [٦] را در چشم كشند سفيدى چشم ببرد- زهره‌ [٧] آدمى را در چشم كشند سفيدى كهنه را ببرد- چهل روز [٨] شير زن بچشم كودك كبود چشم كشند سياه چشم شود- چشم خرچنگ‌ [٩] بر كسى بندند كه درد چشم داشته باشد در حال نيك شود.


هندى آن ذر ورات توتياى كرمانى است كه ريزه ريزه كرده در ظرف سفالى بر آتش گذارند و بر هم زنند تا محرق گردد و يا آنكه قطعه آن را بر اخگر گذارند تا بجوش آيد و از جوش بنشيند مانند زاج پس برداشته سائيده استعمال نمايند و چون كسى توتياى اخضر را خورده باشد و او را غثيان وقى و التهاب و وجع معده و امعاء و سوزش بول و براز و تمدد اعضاء و غيرها عارض شده باشد تدبير آن آنست كه اوراقى فرمايند و بخورانيدن امراق وسمه و شير تازه و دوشيده مكرر پس با لعبه و روغن بادام و آب گوشت چرب تغذيه فرمودن «صفحه ١٧٨- ١٧٩ مخزن الادويه چاپ بمبئى سال ١٢٧٣ هجرى قمرى». «تمام شد»

[١] - ميل زدن بچشم براى باز كردن مجراى دمعى در قديم استعمال ميگرديده بعلاوه عمل قدح در آب مرواريدCataracte نيز متداول بوده است- بنظر ميرسد در جمله «و ميل زرين در چشم نور چشم افزايد و ميل تنها زرين همين فايده كند» كلمه حذف شده باشد؟

اما آيا ميل زرين چنين خاصيت داشته باشد تا بحال كه ثابت نشده است؟

[٢] - از اين نوع درمان‌ها در طب قديم بسيار متداول بوده و بعضى از آنها پس از تجربه و آزمايش معلوم شده است بى‌فايده و اثر نبوده است و اصولا مثل آن است كه پزشكان قديم عامدا در معالجات بيماريها بوسائلى كه بدست نيايد و يا بزحمت تحصيل گردد متشبث ميگرديده‌اند و اين مطلب از خصائص طب آن دوران است كه درمان بزرگ جلو داده شود.

[٤] - از اين نوع درمان‌ها در طب قديم بسيار متداول بوده و بعضى از آنها پس از تجربه و آزمايش معلوم شده است بى‌فايده و اثر نبوده است و اصولا مثل آن است كه پزشكان قديم عامدا در معالجات بيماريها بوسائلى كه بدست نيايد و يا بزحمت تحصيل گردد متشبث ميگرديده‌اند و اين مطلب از خصائص طب آن دوران است كه درمان بزرگ جلو داده شود.

[٧] - از اين نوع درمان‌ها در طب قديم بسيار متداول بوده و بعضى از آنها پس از تجربه و آزمايش معلوم شده است بى‌فايده و اثر نبوده است و اصولا مثل آن است كه پزشكان قديم عامدا در معالجات بيماريها بوسائلى كه بدست نيايد و يا بزحمت تحصيل گردد متشبث ميگرديده‌اند و اين مطلب از خصائص طب آن دوران است كه درمان بزرگ جلو داده شود.

[٨] - از اين نوع درمان‌ها در طب قديم بسيار متداول بوده و بعضى از آنها پس از تجربه و آزمايش معلوم شده است بى‌فايده و اثر نبوده است و اصولا مثل آن است كه پزشكان قديم عامدا در معالجات بيماريها بوسائلى كه بدست نيايد و يا بزحمت تحصيل گردد متشبث ميگرديده‌اند و اين مطلب از خصائص طب آن دوران است كه درمان بزرگ جلو داده شود.

[٩] - از اين نوع درمان‌ها در طب قديم بسيار متداول بوده و بعضى از آنها پس از تجربه و آزمايش معلوم شده است بى‌فايده و اثر نبوده است و اصولا مثل آن است كه پزشكان قديم عامدا در معالجات بيماريها بوسائلى كه بدست نيايد و يا بزحمت تحصيل گردد متشبث ميگرديده‌اند و اين مطلب از خصائص طب آن دوران است كه درمان بزرگ جلو داده شود.

[٣] - مژه‌هاLes cils des paupieres .

[٥] - بنظر ميرسد مقصود مژگان زائدCils Surnumeraires باشد.

[٦] - هدهد يا شانه بسر كه فرانسه آن‌Huppe است.