رساله جوديه - ابن سينا - الصفحة ٧ - در علاج چشم
و ميل زرين در چشم نور چشم افزايد.
است كه از كرمان به بصره مىآورند و از آنجاهاى ديگر و در ممالك هند.
طبيعت آن جالينوس در اول سرد و در دوم خشك دانسته و حنين سرد و خشك در دوم گفته و مغسول آن بارد و مجفف بىلذع و با قوت تغريه و اما اخضر هندى آن حار حاد يا بس در چهارم اكال مجفف است در غايت تجفيف.
افعال و خواص كرمانى آن از اكبر ادويه عين است و مقوى روح باصره و حافظ صحت چشم و مانع انحدار مواد بسوى آن و جهت قرحه چشم و بينى و قضيب و عانه و مقعده و سرطان و متقرح و ساير اعضاء و اندمال قروح و جروح و آكله و رفع بدبوئى زير بغل اكتحالا و ذرورا و طلاء و مرهما و با روغن گل جهت التيام جراحات عصب و نشف و رطوبات و قاطع نفت الدم و نزف الدم و مقوى معده مسترخيه و جهت قروح ظاهرى و باطنى شربا و ضمادا و شياف آن جهت حرقه البول و قروح مجارى آن و حمول آن جهت سيلان رحم نافع و مولد سدد مصلح آن عسل مقدار شربت آن تا نيم مثقال بدل آن بوزن آن شاذنج و نصف آن توبال النّحاس مغسول و گويند مرقشيشا و اقليميا است و طريق تشويه آن آنست كه آن را با آب سائيده قرص ميسازند و بر آتش نرم بر روى سفالى بگذارند و بگردانند تا خشك شود و بكار برند و توتياى اخضر هندى با قوت سميت و اسهال قوى و قاتل است و مشروبا استعمال آن جايز نيست محرق و غير محرق آن در بعضى امراض عين در اكتحال و ذرورات و بعض جروح و قروح در مراهم و اطليه و اضمده مستعمل و اهل هند گويند چون زهر خورده قدرى از آن بياشامد فى شديد آورد و از غايله آن نجات يابد و مقدار قليل محرق آن با آب بهنگره كه گياه هنديست و در حرف الفباء ذكر يافت طلا و جهت تجفيف جرب رطب و قوبا و تحليل اورام خبيثه مانند جزام و قروح آن و جهت ناصور و غيرها قطورا نافع و چون مقدار سه مثقال آن را به سه مثقال سرمه نرم سوده تا پنج آثار آب ممزوج نموده در زراقه پر كرده در احليل تزريق نمايند در شبانهروزى سه چهار دفع جهت قرحه مجارى بول كه بهندى سوزاك نامند نافع و اين آب تا پنج شش روز ميماند و فاسد نمىگردد و ميتواند استعمال نمود و بدستور يك درهم آن با دو درهم مرداسنگ با هم نرم سوده با نيم آثار ماست ممزوج كرده در پارچه كرباسى انداخته آب صاف آن را كه از آن بچكد در زراقه نموده استعمال نمايند جهت مرض مذكور نافع و دستور غسل و پروردن كرمانى آن با آب غوره و شيافات آن و حبوب و مراهم توتياى هندى در قرابادين ذكر يافت و طريق احراق توتياى