رساله جوديه - ابن سينا - الصفحة ٦ - در علاج چشم
و بصارت افزايد.
بتوتياى هندى و توتياى ديكيك در غايت حدّت است و چند قسم ديگر نيز نوشتهاند چنانچه در تحفه و ساير تذكرهها مذكور است و امين الدوله نوشته كه توتياى بحرى نيز ميباشد و آن سنگهاى سفيد مستدير شبيه به سنگ ريزه است.
اما دو قسم اول كه سفيد و زرد باشد ظاهر آن است كه مصنوع از دود قلعى و اسرب و شيخ كه بفارسى شبه وردى توتيا و بهندى جست نامند باشد و سوم را از مس بعمل مىآورند مؤلف گويد آنچه بتحقيق پيوسته آن است كه غير مصنوع نمىباشد اما كرمانى كه انابيبى و سفالك و ميزابى يعنى شبيه بناودان كه بهندى كهيريه و سنگ بصرى نيز نامند دوديست كه در كرمان كه معدن سرب است در وقت گداختن آن بعمل مىآورند بدين طريق كه كوره آن را دو طبقه ميسازند و بلند و در زير آن جاى آتش كردن مانند اجاغ ميگذراند و از خاك چسبنده كه در عراق آن را خاك رست مينامند قلمها و شمشهاى بلند بمقدار شيرى كه دو سر آن اندك باريك باشد ميسازند و خشك نموده در آب نمك غوطه ميدهند و باز خشك نموده در طبقات آن كوره چپ و راست و چليپا خوابانيده مىچينند تا اينكه در حين گداز سرب دود آن بر آنها به پيچد و منعقد گردد و ضايع نگردد و چون زمانى ممتد گذشت و يافتند كه دود بسيارى بر آنها پيچيده و منعقد شده است آنها بر مىآورند و ميشكنند و دودهاى منعقد مانند انبوبه و سفالك را از آنها جدا مينمايند و آن توتيا كرمانى است و باز بدستور قلمها و شمشهاى تازه در آن كوره مىچينند و همچنين نوع ديگر آنكه شنيده شد كه كوره را مانند تنورى سر تنگ و بلند ميسازند و در زير آن جاى آتش ميگذارند و از پائين تا بالاى ديوار آن تنور سوراخها براى نصب كردن آن قلمها و شمشها ميگذارند پس قلمها و شمشها بنحو مذكور ساخته در آنها نصب ميكنند و بعد مدتى كه دود بسيارى بر آنها منعقد گرديد آنها را بر مىآورند و بجاى آنها قلمهاى ديگر نصب مينمايند و همچنين از قلمى شبح بباء موحده يعنى روى توتيا شنيده شده كه بدستور بعمل مىآورند و بهترين آن پارچها و انبوبهاى صلب بيخاك آميخته آنست و مستعمل نرم سائيده مغسول آنست زيرا كه استعمال غير مغسول آن جايز نيست و توتياى اخضر كه توتياى هنديست از مس با زاج سفيد بطريق احراق بعمل مىآورند و اين مستعمل در امراض عين نادر است و اكثر مستعمل نوع كرمانى است كه ذكر يافت و آنچه مشهور به بصرى است نه از آن جهت است كه در بصره بعمل مىآورند بلكه از آن جهت