ظفرنامه - ابن سينا - الصفحة ٤٣ - مصنّف ظفرنامه يا صاحب اصلى سخنان آن
حكيم او بود (؟) [در نسخه ١٦١٠: ... عادل خواجه بزرجمهر را كه وزير بود] طلب كرد و فرمود كه براى من كتابى پرداز بزرگ و خورد [چنين!] و آسان و مشكل چنانچه درين جهان كار آيد و در آن جهان راه راست نمايد و از بعد من يادگار بماند و عزيز دلها گردد. خواجه بزرجمهر برخاست و بر خواجه ارسطاطاليس [١] رفت و گفت اى استاد امروز پادشاه مرا كار عظيم فرموده است كه تجربه در من راه نيافت و عيش مرا منغص گردانيده است. ارسطو گفت [كدام كار فرموده است] گفت كتابى فرموده است آسان و مشكل خورد [چنين!] و بزرگ الفاظ خوب و عبارت مرغوب، چنان چه در هر دو جهان كار آيد و راه راست نمايد [ارستطاليس گفت] [٢] نيكو فرموده است. چند سؤال بر صورت معما دينى [چنين! در نسخه ١٦١٠: معماى از سؤالها] بايد پرداخت و آغاز مشكل نمايد، چون فهم شود آسان گردد و الفاظ نيك و بزرگ باشد [و در كاغذ خورد (چنين!) نوشته شود] [٣] فرمود كه سؤال كن؛ خواجه بزرجمهر سؤال مىكرد و استاد جواب مىداد چون هفته [٤] بگذشت مرتب كرد پيش ملك برد، چون پادشاه مطالعه گردانيد [چنين!] بسيار خوشحال شد و فرمود كه اين
[١] . معلوم است كه ارسطو و بزرگمهر همزمان نبودهاند و روايت رابطه استادى و شاگردى آنها بر اساسى نيست، نيز رش: ايرج افشار ظفرنامه، نامه ماهانه يغما سال ٦ ش ٩ ص ٣٥٨ و ح ٢.
[٢] . چنين است در نسخه اينديا آفيس ١٦١٠ (نقل از نسخه به خط آقاى مينوى).
[٣] . رش: ذيل صفحه پيش؛ ش ٤.
[٤] . در نسخه اينديا آفيس ١٦١٠ «هفت روز».