ظفرنامه - ابن سينا - الصفحة ٥٠ - مترجم كتاب
شيخ رئيس زبان پهلوى نمىدانست و در رساله سرگذشت كه حاوى قسمتى از گفتههاى خود اوست و در تأليفات او هيچ قرينه و شاهدى به آشنايى با او به اين زبان موجود نيست.
ابن سينا تا آن جا كه اطلاع داريم به كار ترجمه نمىپرداخته است و از او كتابى كه مستقيما و مستقلا از زبان ديگر به عربى يا فارسى درآمده باشد سراغ نداريم و در هيچ جا نيز اشارتى نيست كه او تأليفى از ديگران را به فارسى گردانيده باشد.
اسم ظفرنامه در جزو كتابهاى او كه خود نام برده يا شاگردش ابو عبيد جوزجانى فهرست كرده يا متقدمان به ثبت آوردهاند ديده نمىشود.
سبك تعبير و اسلوب انشاء ظفرنامه با آن چه در اين باب در تأليفات فارسى شيخ رئيس ديده مىشود اختلاف دارد.
ابن سينا گاهگاه به ملاحظات مختلف در نوشتههاى خود سخنان نصيحتآميز و كلمات حكمت آموز آورده [١] يا ديگران از گفتهها و
[١] . مانند آن چه در نامههاى شيخ (مثلا پاسخ او به شيخ ابو سعيد ابو الخير كه در برخى نسخهها وصية ضبط شده، رش: طبقات الاطباء ج ٢، ص ١٩ و بروكلمن ذيل تاريخ ادبيات عرب ج ١، ص ٨٢٨ زمانgg ٥٩ در خطبهها و عهد وى كه ظاهرا انتساب بعض آنها از همان زمان حيات شيخ به وى معمول شده بود. (رش: ابن ابى اصيبعة، طبقات الاطباء ج ٢، ص ١٩ س آخر و فهرست نسخههاى مصنفات ابن سينا تأليف دكتر يحيى مهدوى، ص ١٨٢- ١٨٣ و ٢٦٥ و ص ٩٨- ١٠٠ و ص ٣١٦) شيخ رئيس را در مواعظ و نصايح و كلمات حكمتآميز صاحب تأليفات ذيل شمردهاند:
١) خطبة الشيخ (الخطبة الغراء) كه نصايح دينى است، رش: فق ش ٢٢٠ (طبعGolius