ظفرنامه - ابن سينا - الصفحة ٤١ - مصنّف ظفرنامه يا صاحب اصلى سخنان آن
«... آوردهاند كه در زمان نوشروان عادل هيچ چيز عزيزتر از حكمت نبود و هيچ جنس مردم بزرگتر از حكيمان نبودند و [نوشروان] همواره در طلب حكمت بودى و هر تحفه و هديه كه به خدمت وى بردندى حكمت از همه دوستتر داشتى. روزى بزرجمهر را كه استاد [١] و وزير وى بود فرمود كه خواهم كه كتابى جمع كنى به غايت خوب و پسنديده به لفظ كوتاه و به خواندن آسان و به معناى فراوان چنانك منفعت آن بدين جهان و بدان جهان ظاهر گردد، چون بدان عمل كنم بر نيكويىها ظفر يابم و جمهور رعايا در رفاهيت باشند و جهان معمور شود و پس از ما آثار عدل ما در جهان يادگار ماند و مهتران و كهتران را فايدهها دهاد [چنين!] او بر حكم اشارت اين كتاب را بساخت و نامش را ظفرنامه نهاد و به خدمت نوشروان عرضه كرد به غايت پسنديده افتاد شهرى به وى بخشيد و بفرمود تا به زر بنوشتند هر روز يك بار بخواندى و بدان كار كردى. بزرجمهر مىگويد: اين سؤالات را جواب مىگفتيم و بعد از آن جمع كرديم و عرضه داشتيم. گفت پرسيدم كه از حق تعالى چه چيز خواهم تا همه نيكويىها خواسته باشم گفتا ...» در نسخه كتابخانه ملى پاريس (شفر) به نشان ١٤١٥ متمم فارسى (كه تاريخ تحرير آن ١٥ ذى القعده ٨٨١ هجرى است) آمده است:
قلم علامه تقىزاده) ص و- ح.
[١] . نگارنده روايت نسبت استادى و شاگردى بزرجمهر و انوشروان را در مأخذهاى قديم نديده است.