ظفرنامه - ابن سينا - الصفحة ٤٢ - مصنّف ظفرنامه يا صاحب اصلى سخنان آن
«... در روزگار انوشروان عادل هيچ [١] چيز از حكمت عزيزتر نبود و حكماى آن عصر همه متقى و پرهيزگار بودند. يك روز انوشروان ابوزرجمهر را طلب كرد و گفت مىخواهم سخنى چند مفيد در لفظ اندك و معانى بسيار جمع سازى چنان كه در دينى [چنين! ظاهرا دنيى] و عقبى سودمند باشد. ابوزرجمهر يك سال مهلت خواست و اين چند كلمات را جمع كرد و ظفرنامه نام نهاد و به نزد انوشروان [چنين!] برد او را خوش آمد و شهرى در اقطاع او بيفزود و فرمود كه اين كلمات به آب زر نوشتند و دائم با خود مىداشت و اكثر اوقات به مطالعه اين كتاب مواظبت مىنمود.
«ابو زر جمهر زبان بگشاد و گفت از استاد خود استفادت مىنمودم و او جواب مىگفت [٢] گفتم اى استاد از خدا ... گفت ...» در نسخه كتابخانه ديوان هند (اينديا آفيس) به نشان ٢١٧٣ [٣] آمده است: ... بدان كه آوردهاند كه روزى نوشيروان عادل كه خواجه بزرجمهر
[١] . مطالب منقول به رسم الخط جديد مبدل شده است، رش: نمونه سخن فارسى گرد آورده دكتر مهدى بيانى (تهران ١٣١٧ ش) ص ٧٠.
[٢] . بر طبق اين روايت معلوم مىشود كه بزرگمهر پس از سالى كه براى گردآورى اين سخنان مهلت خواسته بود پرسشها و پاسخهاى خود و استاد (؟) خود را جمع كرد و به نزد خسرو انوشروان برد.
[٣] . در نسخه اينديا آفيس ١٦١٠ (رش: فهرست نسخههاى فارسى كتابخانه ديوان هند- اينديا آفيس- لندن) تأليف هرمان اته (اكسفرد ١٩٠٣) و نسخه موزه بريتانيا به نشان ٨٩٩٤ به تقريب همين روايت ثبت است. از نسخههاى مذكور فقط در اين مقدمه استفاده شده است.