معراجنامه - ابن سينا - الصفحة ٣٢
بيكرانه و هر چند تامل كردم نهايت وسط او ادراك نتوانستم كردن در برابر آن دريا جوئى ديدم بزرك و فرشته را ديدم كه آب از اين دريا بجوى ميريخت و از آن جوى آب بهر جا ميشد دريا عقل اول را مىخواهد و بدين جوى نفس كل را كه نفس اول تبع عقل اول است كه حق تعالى اول چيزى كه بابداع قدرت و علم خويش ظاهر ساخت در مرتبه يگانگى و پاك داشت از زحمت واسطه عقل اعلى بوى داد عقل اول بود چنانكه گفت اول ما خلق اللّه تعالى العقل و بدين اول مرتبه خواهد نه اول خلقت كه ابتداى زمانى نپذيرد آن جوهر و چون عقل اول پيدا كرد از او نفس اول ظاهر گشت آن بمنزلت آدم و اين بمنزلت حوا وانكه پس از اين دو جواهر از او منقسم گشت بجواهر و اجسام چون افلاك و انجم و نفوس و عقول ايشان و بعد از آن اثر كرد تا اركان پديد آمد و منقسم شدند و بر حسب مزاج خويش مايل شدند هر يكى بخير خويش بر موجب طبع و لطافت و كثافت چون خاك و آب به زير و هوا و آتش بفوق مايل و بعد از او در معادن كار كرد وانكاه در نباتات و حيوانات وانكه انسان را پديد آورد و از همه برگزيد و قوت نفس و عقل ارزانى داشت تا چنانكه عقل اول در مرتبه شريف بود و آغاز فطرت تمام و زيبا آمد انسان نيز هم در آن مرتبه رسد بشرف در انجام فطرت نقطه بازپسين آمد تا دايره تمام شد و اين قبليت و بعديت كه در اين