معراجنامه - ابن سينا - الصفحة ٢٩
طالع و بشارت او فيض اوست بخير بهر كسى وانكه گفت چون باسمان پنجم رسيدم در رفتم مرا اطلاع افتاد بر دوزخ ولايتى را ديدم با ظلمت و با هيبت و مالك را ديدم بر طرف او نشسته و بعذاب و رنجانيدن مردمان بدكار مشغول بود بدين فلك پنجم را ميخواند و بمالك مريخ را كه او بر احوال خونخواران و بد كاران دليل است و بدوزخ تاثير نحوست وى را ميخواهد در افعال كسانى كه بدو مختصند وانكه گفت چون باسمان ششم رسيدم فرشته ديدم بر كرسى از نور نشسته و به تسبيح و تقديس مشغول و پرها و گيسوها داشت مرصع بدر و ياقوت بر او سلام كردم جواب باز داد و تحيتها گفت و بشارتها بخير داد و سعادت و مرا گفت پيوسته بر تو صلوات مىفرستم يعنى فلك ششم و بدين فرشته مشترى را ميخواهد و او بر اهل صلاح و ورع و علم دليل است و بدان پرها و گيسوها اثر و نور وى خواهد و بصلوات او تاثير او خواهد بخير كه سعد اكبر است و همه نيكوييها از وى بمردم رسد و فايدهها كه بكسى پيوندد از نظر او باشد كه حق تعالى بكمال علم خويشتن چنين نهاده است «انه الملك الحق المبين» وانگه گفت چون باسمان هفتم رسيدم ملكى ديدم بر كرسى از ياقوت سرخ نشسته و هر كس را بدو راه نبوده اما چون كسى بدو رسيدى نواختها يافتى بر وى سلام كردم جواب داد و صلوات گفت بر من بدين فلك هفتم ميخواهد و بدين فرشته زحل را ميخواهد