معراجنامه - ابن سينا - الصفحة ٧ - (فصل) (در پيدا كردن حال نبوّت و رسالت)
تميز الفاظ است در تربيت آن قوت بعين يقين احوال و تاثيرات فوائد و اظهار معانى و آن چيزيست كه در هر محل فايده ديگر دهد و نامى ديگر پذيرد چنانكه روح حيوانى كه در دلست يك حقيقت بيش نيست اما در هر وقتى كه اثرى از آن قوت در عضوى معين ظاهر شود نامى ديگر پذيرد مقصود آنكه در ادراك و لفظ آسان شود بيتعبى پس آن قوت حيوانى چون پذيراى صورت شود بصر خوانند چون شنوا شود سمع خوانند چون بوئيدن در محل بينى ظاهر شود شم گويند و چون پذيراى طعم گردد ذوق خوانند و اين حقيقت در قوت تميز ظاهر شود كه مخصوص نيست بچشم و گوش و مشام و ذوق در همه اطراف اعضا قوه تميز ظاهر است پس معلوم شد كه باختلاف تاثير قوا نام ميگردانند اما در حقيقت يك چيز است احوال نفس ناطقه نيز همين است و فرق ميان علم و عقل جز بنام نيست اما در حقيقت يك قوت است چه كه پذيرا و داناست همان كه پذيرد داند و همان كه داند پذيرد كه حقايق چون صور مجرد پذيرد نه در موضع لاجرم نه بالت و چون چنين بود صورت چيزها مزاحم يكديگر نيايد زيرا كه اگر كميت و اختلاف جسميت نيست صور مجرد است و مقبول و او هم معلوم و معقول و ليكن قوه ناطقه در هر وقتى كه قوتى ظاهر كند كه فايده تازه حاصل شود نامى ديگر پذيرد و نفس ناطقه جوهرى قائم است بخود هر چه داند بخود داند عالم علم خويش بخود