زندگانى بقية الله الأعظم حضرت مهدى(عج) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٥ - انتظار فرج يا آرزوى شورآفرين
الْمُشْرِكُونَ) [١]
«اوست آن كه رسولش را به هدايت و دين حق فرستاد تا بر ساير كيشها چيرهاش گرداند هر چند مشركان را ناخوش آيد.»
تا زمانى كه آسمانها و زمين به حق و بر پايه حق آفريده شدهاند، قدرت و حاكميت و سيادت حق نيز بايد با سير هستى در پيوند باشد و به رخصت خداوندى نتيجه تكامل حوادث و رويدادهاى هستى باشد:
(وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ) [٢]
«و در زبور بنوشتيم پس از ذكر كه بندگان شايسته من زمين را ارث برند.»
اين حقيقت كه مكاتب الهى بر آن تأكيد كردهاند تنها محدود به يك قوم و يا منحصر به وراثت صالحان در قسمتى محدود از زمين نيست.
بلكه بيانى است براى سنتى الهى و عمومى كه در شورشها و انقلابهاى صالحان بر ضدّ ستمگران و طاغوتيان متحقق مىشود و بطور كامل در وراثت صالحان از تمام جهان تجلّى مىيابد. دليل ما بر اين سخن آن است كه:
اوّلًا: كلمه ارض (زمين) در آيه مذكور با الف و لام آمده كه خود نشان دهنده آن است كه مراد از «الارض» تمام زمين است.
ثانياً: تأكيد قرآن بر اين حقيقت در چندين كتاب آسمانى ديگر آمده
[١] - سوره توبه، آيه ٣٢.
[٢] - سوره انبياء، آيه ١٠٥.