اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٢ - ٨ ميت صداهاى پاهاى مشايعان را مىشنود
اين محدث در صحيح خود بابى تحت اين عنوان دارد:«الميت يَسْمعُ خَفْق النعالِ»:ميت صداى كوبيدن كفش هاى مشايعت گران را مى شنود. همان طور كه ملاحظه مى فرماييد، نويسنده صحيح بابى تحت اين عنوان باز كرده و فعل «يسمع» جز اين كه بايد به صيغه معلوم خوانده شود، صورت ديگرى براى آن نمى توان انديشيد.
وى در اين عنوان حديثى به شرح زير نقل كرده است:
پيامبر فرمود:
العبدُ إذا وُضِعَ فى قبرِهِ و تولّى و ذهبَ أصحابُه حتّى أنّه ليسمع قَرْع نعالِهِم أتاه ملكان فاقعداه فيقولان ما كنت تقول فى هذا الرجل محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)؟ فيقول اشهد انّه عبد اللّه و رسوله.[١]
«بنده خدا وقتى در قبرش نهاده و ترك شد و دوستان او رفتند هنوز ميت صداى كوبيدن كفش هاى آنان را مى شنود كه دو فرشته نازل مى شوند اورا مى نشانند و به او مى گويند در باره اين مرد (حضرت محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)) چه مى گفتى؟ وى مى گويد گواهى مى دهم كه او بنده خدا و پيامبر اوست».
اين حديث به طور روشن به حيات انسان پس از مرگ و ارتباط او با اين جهان به طورى كه صداى كفش هاى آنان را مى شنود گواهى مى دهد.
جمله «حتى انّه ليسمع قرع نعالهم» به صيغه معلوم است و ضمير آن به «عبد» برمى گردد، و مقصود اين است كه هنوز صداى كفش تشييع كنندگان از گوش ميت قطع نشده كه بلافاصله، فرشتگان فرود مى آيند.
ما فعلاً كار نداريم كه حقيقت سؤال از ميت و نشاندن آن در قبر چيست، سخن ما در همان جمله است كه نويسنده صحيح آن را به صيغه
[١] صحيح بخارى كتاب جنائز، ج٢، ص ١٩، چاپ مصر، سال ١٣١٤ هجرى قمرى.