اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢ - ١ نظريات پنجگانه درباره روح
تحقيق در اين علوم، بسان علوم تجربى و آزمايشى است.
ولى بايد توجه نمود كه آنچه را روح شناسان اخير، پيرامون روح وتجليات آن مطرح مى كنند، صحيح و پاى برجا نيست زيرا اگر روح يك موجود مجرد از ماده باشد (همچنانكه دلايل دهگانه فلسفى تجرد آن را ثابت مى كند) هرگز نمى توان تمام واقعيت و تجليات آن را در قالب آزمايش مشاهده كرد، طبعاً آنچه را كه آزمايش ثابت مى كند تجلى كم فروغى ازوجود روح خواهد بود، نه تمام واقعيت آن.
اگر «اسپريتيسم» تماس با ارواح را ثابت مى كند و سرانجام شبحى از روح، در كنار پرده ديده مى شود، همه و همه نمايش كوچكى از فعاليت روح مجرد است.
روح از نظر فلسفه اسلامى موجود اصيلى است كه تا تجرد كامل پيدا نكند، از بدن، اعم از مادى و مثالى، بى نياز نمى گردد. و در جهان ماده از طريق ابزار مادى مانند چشم، گوش و لمس، به فعاليت پرداخته و خود را نشان مى دهد و پس از مرگ، همراه با يك بدن لطيف تر از بدن مادى به فعاليت مى پردازد. آنچه دانشمندان درباره ارتباط با ارواح در مجلات و كتابهاى بى شمار خود مى نويسند، حقيقت روح نيست، بلكه پرتو كم فروغى از آن است كه خود را نشان مى دهد.
اگر در اطاق ارتباط با ارواح، نور قرمز و تيره رنگى مى تابد و از لابلاى پرده اطاق، هيكل انسانى كه خواستار ارتباط با او شده اند ظاهر مى گردد، و كلماتى آهسته مى گويد، سپس مانند مه آلودى از نظر غايب مى گردد، چهره واقعى روح نيست، بلكه تجلى روح است از مجراى يك بدن لطيف.
اگر در اطاق ارتباط با ارواح، شخصى با نگاهى نافذ و تلقينات مؤثر، و پاسهاى خاص، شخص «مديوم» را در خواب عميق ولى مصنوعى فرو مى برد و