اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧ - ٣ شخصيت انسان همان روح اوست
مَكين).
«انسان را از مايه اى از گل آفريديم، آنگاه آن را به صورت نطفه، در جايگاه استوارى قرار داديم».
(ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا العَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا المُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَونَا العِظامَ لَحْماًْ...).
«سپس نطفه را علقه(خونى بسته) و علقه را مضغه (گوشت پاره) و مضغه را استخوان كرده و استخوانها را با گوشت پوشانديم».
(...ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللّهُ أَحْسَنُ الْخالِقين).(مؤمنون/١٣ـ١٤)
«سپس به او آفرينش ديگرى داديم، بزرگ است خدايى كه بهترين آفريدگار است».
نكات آيه به قرار زير است:
الف.قرآن ريشه آفرينش انسان را گل مى داند، و به اين حقيقت در آيه ديگر نيز تصريح كرده است، آنجا كه مى فرمايد:
(...وَ بَدَأ خَلقَ الإِنْسانِ مِنْ طِين * ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَة مِنْ ماءمَهين). (سجده/٧ـ ٨)
«آفرينش انسان را از گل آغاز كرد، سپس نسل آن را در مايه اى از آب پست، قرار داد».
اين قسمت از ريشه آفرينش، مربوط به آدم است كه ريشه انسانهاى كنونى به شمار مى رود، و مقصود از كلمه (الإِنْسان) در آيه (وَ بَدَأ خَلْقَ الإِنْسانِ مِنْ طين) نوع انسان است كه آدم و فرزندان او را شامل مى گردد چيزى كه هست، آدم بلا واسطه از مايه گلى آفريده شده است، و نژاد ديگران، به اين مايه از طريق آدم مى رسد.
ب. در آيات گذشته ميان مراتب آفرينش انسان، گاهى لفظ «ثُمّ» و گاهى لفظ «فاء» به كار برده است، و نكته آن اين است كه هر مرتبه اى كه