اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٣ - تفسير غير صحيح
است كه از خدا اخذ كرده، و در سايه نيرويى است كه هر آنى از مقام ربوبى به او مى رسد و در اين قسمت ميان فاعل دانا و غير دانا، ميان كارهاى عادى و غير عادى تفاوتى نيست و همه كارهاى انسان به يك معنى معلول خود انسان و به يك نظر معلول خدا است.
اين حقيقت را نه تنها براهين فلسفى اثبات مى كند بلكه در احاديث متواتر خاندان رسالت نيز به صورت «بل أمر بين الأمرين» وارد شده است زيرا گروهى كار بندگان خدا را، مستقيماً فعل خدا مى دانند. آنان همان جبرى ها هستند كه در اصطلاح دانشمندان به آنها «مجبره» مى گويند، و در برابر اين گروه جمعيت «مفوضه» است كه بشر را در كارهاى خويش مستقل و بى نياز از قدرت الهى تصور مى نمايند و فقط مى گويند: ما در اصل وجود خويش به خدا نياز داريم نه در فعل و ايجاد.
پيشوايان معصوم شيعه، با الهام از كتاب الهى و علوم نبوى به رد هر دو مكتب پرداخته و فرموده اند: «لا جبر ولا تفويض بل منزلةٌ بينَ المنزلَين»[١] نه جبر صحيح است و نه تفويض بلكه راهى است ميان اين دو.
توان بخشى عيسى را مى توان فعل خدا ناميد وگفت: خدا زنده كرد، زيرا سرچشمه قدرت، اوست و اگر خداوند بزرگ به او قدرت نمى داد هرگز بيمارى شفا پيدا نمى كرد، و مرده اى زنده نمى شد همچنان كه مى توان آن را فعل مسيح خواند و گفت: مسيح مرده را زنده كرد زيرا او قدرتى را كه خدا، به او داده بود با كمال حريت و آزادى در اين مورد به كار برد.
قرآن مجيد يك جا قبض روح را فعل خدا مى داند و مى فرمايد: او است كه جان هاى شما را مى گيرد چنانكه مى فرمايد:
(اللّهُ يَتوَفَى الأَنْفسَ حينَ مَوتِها) (زمر/٤٢)
[١] بحار الانوار، ج٥، ص ٧١.