اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٦ - ٦ طبيعت تحت نفوذ انسان قرار مىگيرد
دقت در آياتى كه پيرامون اعجاز پيامبران وارد شده است كاملاً اين نظر را تأييد مى كند اينك برخى از اين آيات را ياد آورى مى كنيم .
(...ما كانَ لِرَسُول أَنْ يَأْتِىَ ب آيَة إِلاّبِإِذْنِ اللّهِ) . (مؤمن/٧٨)
«هيچ پيامبرى نمى تواند معجزه اى بياورد جز به اذن خداوند».
ظاهر اين آيه به گواهى لفظ (يأتى) اين است كه انجام دهنده كار غير عادى، خود پيامبران هستند چيزى كه هست تصرف آنها در تكوين به اذن و فرمان خداوند صورت مى گيرد، يعنى نفوس پيامبران و ارواح پاك آنها داراى قدرت و اراده نافذى هستند كه به اذن خداوند هر نوع كار غير عادى را انجام مى دهند.
بلكه از برخى از آيات استفاده مى شود كه كارهاى غير عادى ساحران، معلول خود آنها و اثر مستقيم نفوس آنها مى باشد و در عين حال همگى به اذن الهى انجام مى گيرد چنانكه مى فرمايد:
(...فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ المَرْءِوَزَوجِهِ وَما هُمْ بِضارّينَ بِهِ مِنْ أَحَد إِلاّبِإِذْنِ اللّهِ)(بقره/١٠٢)
«مردم از دو فرشته اى به نام «هاروت»و «ماروت» مطالبى مى آموختند كه به وسيله آن ميان زن و شوهر تفرقه مى افكندند ولى آنان به كسى بدون اذن پروردگار ضرر و زيانى نمى رسانند».
ظاهر آيه اين است كه تفرقه و جدايى ميان زن و شوهر و متضرر ساختن ديگران، اثر مستقيم خود ساحران است اگر چه تأثير نفوس واعمال آنان بدون اذن خداوند صورت نمى گيرد.
خلاصه: كليه خوارق عادات اعم از معجزه و كرامت، يا سحر و رياضت، همگى مربوط به آورنده آنهاست، اگر چه تأثير آن منوط به اذن خدا است، و هيچ موجودى در اين جهان بدون اذن وى، قادر به انجام كارى