اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٧ - مقصود از كمال چيست؟
همان صفات جمال خدا از قبيل علم و قدرت وحيات و اراده است هرگاه بنده اى در پرتو پيمودن راه اطاعت گام در درجات كمال مى گذارد، از نردبان كمال بالا مى رود مقصود اين است كه كمال وجودى بيشترى به دست آورده، وعلم بيش تر، قدرت زيادتر، اراده اى نافذتر، وحيات جاودانى تر پيدا مى كند در اين صورت مى تواند از فرشته بالاتر و از كمالات بيشترى بهره مند گردد.
بشر پيوسته خواهان آن است كه بر جهان خارج تسلط پيدا كند، و كارى را كه بشرهاى عادى نمى توانند انجام دهند، انجام دهد، گروهى ازمرتاضان از طريق رياضتهاى حرام و آزار دهنده به تقويت نفس و روح پرداخته و قدرتهايى را به دست مى آورند.
امّا راه صحيح كه سعادت هر دو جهان در آن نهفته است، اين است كهراه تذلل و خضوع را در برابر خداى جهان پيش گيرد و با پيمودن راه بندگى، مقامات و قدرت هايى به دست آورده و سرانجام بر خود و جهان مسلط گردد.
پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) در ضمن حديثى به مقامات بلند سالكان راه حق و پويندگان راه عبوديت و بندگى، اشاره نموده سخن پروردگار را چنين نقل مى فرمايد:
«ما تقرّبَ إلىّ عبد بشىء أحبَّ إلىّ ممّا افترضتُ عليه، وأنّه لَيتقربُ إلىّ بالنافلة حتى أُحبَّه، فإذا أحببتُه كنتُ سمعَه الذى يَسمَع به، و بصَرَه الذى يُبصر به، و لسانَه الذى ينطق بها، و يدَه الّذى يبطش بها، إن دَعانى أجبتُه، و إن سألنى أعطيتُه».[١]
«هيچ بنده اى به وسيله كارى، نسبت به من تقرب نجسته كه محبوب تر از
[١] در اصول كافى، ج١، ص ٣٥٢ اين حديث با سند صحيح نقل شده است.