اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٤ - ١ تفويض تشريع احكام
احاديث اسلامى يك چنين تسلط و اختيار را از پيامبر و امامان سلب مى كند مثلاً: مشركان اصرار مىورزيدند كه پيامبر در محتويات قرآن تغييراتى دهد خدا به پيامبر دستور مى دهد كه در پاسخ آنان بگويد:
(...إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّ ما يُوحى إِلَىَّ إِنِّى أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبّى عَذابَ يَوم عَظيم). (يونس/١٥)
«من فقط از وحى پيروى مى كنم، و از عذاب روز بزرگ كه دامن گنهكاران را مى گيرد سخت بيمناكم» .
وقتى مشركان به تكذيب پيامبر برخاستند قرآن دستور داد كه در پاسخ آنان بگويد:
(إِنْ هُوَ إِلاّوَحْىٌ يُوحى) (نجم/٤)
«آنچه مى گويم وحى الهى است كه بر من نازل مى گردد».
بى پايگى يك چنين تفويض، آن چنان روشن است كه هرگز نياز به بحث ندارد و آيات و روايات فراوانى گواهى مى دهند كه تشريع احكام از آن خداست و هرگز خداوند اين منصب را به كسى واگذار نكرده است. ويكى از مراتب توحيد، توحيد در تقنين است كه در كتابهاى عقيدتى به طور گسترده از آن بحث شده است.[١]
معنى ديگر ولايت بر تشريع اين است كه خداوند در موارد معدودى درخواست پيامبر را بپذيرد و آن را امضا بنمايد.
البته تصديق اين مطلب با توجه به عصمت پيامبر كه هيچ گاه از دايره درستى و راستى گام فراتر نمى نهد و مصالح و مفاسد را به خوبى تشخيص مى دهد، چندان مشكل نخواهد بود.
[١] منشور جاويد، ج٢، بخش مراتب توحيد.