اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٢ - ولايت تشريعى چيست؟
سرپرستى و تسلط بر تصرف است و گاهى هر دو لفظ در هر دو معنى به كار مى رود. لازم به گفتن نيست كه در مثالهاى بالا مقصود از ولايت همان معنى دوم آن يعنى تسلط بر تصرف است.
هدف اين بحث در اين جا تشريح (ولايت) به معنى دوستى نيست زيرا همگى مى دانيم محبت و دوستى پيامبران ويا خاندان رسالت بر همه ما فرض و لازم است و قرآن مجيد آن را به منزله [١] مزد رسالت قرار داده و مى فرمايد: (...قُلْ لا أَسْأْلكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاّالمَودَّةَ فِى القُربى)(شورى/٢٣).
«بگو من از شما مزد و پاداشى نمى خواهم جز محبت و دوستى خويشاوندانم».
بلكه هدف بيان مناصب و مقاماتى است كه خداوند به پيامبر گرامى و فرزندان پاك او از نظر تشريعى و تكوينى عطا فرموده است.
مقصود از ولايت «تشريعى» مقام و منصب قانونى است كه از طرف خداوند به فردى از افراد به عنوان يك مقام رسمى عطا شده است.
و به عبارت ديگر: ولايت تشريعى مقام و منصب قراردادى است كه به خاطر اداره شئون اجتماعى به گروه برگزيده اى از جانب خداوند داده مى شود مانند مقام نبوت و مقام زعامت و... كه بعداً مشروحاً بيان خواهد شد.
و در برابر آن ولايت تكوينى است كه بنده اى از بندگان خدا، خواه پيامبر باشد خواه امام و يا شخص ديگر بر اثر طى طريق عبوديت و بندگى، تكامل روحى پيدا كرده و بر جهان خارج از خود تسلط پيدا كند.[٢]
[١] البته به منزله مزد، نه خود مزد، زيرا اجر واقعى پيامبر و ديگر پيامبران با خدا است، چنانكه مى٣فرمايد:(إِنْ أَجْرىَ إِلاّعلى ربِّ العالَمين) (شعراء/١٠٩).
[٢] بنابر اين ولايت تشريعى يك مقام وضعى و قراردادى است كه نتيجه آن تسلط بر امور شرعى مسلمانان است و ولايت تكوينى كمال روحى و خصوصيت وجودى است كه نتيجه آن به گونه٣اى تسلط بر كون و جهان مى٣باشد.