اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٠ - پاسخ
به ديگر سخن از اينكه صريح آيات آينده، هدايت مقيّد را از پيامبر سلب مى كند، نه مطلق هدايت را، مى توان كيفيّت نفى اِسماع را نيز بدست آورد، و ما بايد نحوه دوّمى را، از اوّلى بدست بياوريم.
اينك توضيح مطلب:
قرآن در آياتى، اسماع و (هدايت) را از آن خدا مى داند و آن را در ذات خداوند منحصر مى كند مانند:
١. (إِنَّ اللّهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشاء). (فاطر/٢٢)
«خداوند سخن خود را به گوش هر كس بخواهد مى رساند».
٢. (لَيْسَ عَلَيكَ هُداهُمْ وَلكنَّ اللّهَ يَهْدى مَنْ يَشاء...).(بقره/٢٧٢)
«هدايت آنان بر تو نيست، ولى خداوند هركس را بخواهد هدايت مى كند».
٣.(إِنَّكَ لاتَهْدى مَنْ أَحْبَبْتَ وَلكِنَ اللّهَ يَهْدِى مَنْ يَشاء...). (قصص/٥٦)
«تو هر كس را بخواهى نمى توانى هدايت كنى، ولى خدا هركس را بخواهد هدايت مى كند».
٤. (...وَ اللّهُ يَقُولُ الحَقّ وَهُوَ يَهْدى السَبيل) (احزاب/٤)
«خدا حق را مى گويد و او به راه راست رهبرى مى نمايد».
در اين آيات كه در قرآن نظاير زيادى دارد، اسماع و هدايت از آن خود خدا دانسته شده و به ذات خود خداوند منحصر گرديده است.
ولى در آيات ديگر، بر خلاف اين آيات، اولياى الهى را هاديان حق و راهنمايان واقعى خوانده است، چنانكه مى فرمايد:
١.(...إِنْ تُسْمِعُ إِلاّ مَنْ يُؤْمِنُ ب آياتِنا...).(نمل/٨١ و روم/٥٣)