اصالت روح از نظر قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٩ - پاسخ
كه خدا مى فرمايد: (وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا...) مفاد اين جمله چيست؟ آيا مقصود سؤال از خود آنان است، يا مقصود سؤال از علما و مؤمنين آن گروه است؟ همگى مى گويند ظاهر آيه سؤال از خود پيامبران است نه پيروان آنها.
آرى، گاهى لفظى در جمله اى به خاطر روشنى مقصود حذف مى گردد مثلاً مى گويند:«واسئل القرية». همگى مى دانيم كه مقصود اهل قريه است زيرا سنگ و گل قادر به سؤال نيست ولى در آيه چنين قرينه اى نيست اگر بگويند كه ما مى دانيم پيامبران گذشته قادر به جواب نيستند مى گوييم اين سخن عين مدعى است، و هرگز مدعاى طرف، دليل و قرينه بر معنى آيه اى نمى شود.
و امّا فايده اين سؤال چيست؟ فايده آن، بالا بردن مراتب ايمان و علم و آگاهى پيامبر است زيرا علم و ايمان داراى درجاتى است، و هر درجه بالاتر، تكميل كننده درجه پايين تر مى باشد و در قرآن مجيد به مراتب علم و ايمان در سوره «تكاثر» و غيره اشاره شده است چه مانع دارد كه ايمان پيامبر و آگاهى او از طريق سؤال پيامبران پيشين بالا برود، و تكميل گردد.
علم و آگاهى پيامبر علم ذاتى نيست كه از درون وجود او بجوشد در صفحه هستى تنها، يك فرد است كه علم او ذاتى است و از درون او وجود و قدرت و علم و حيات مى جوشد وآن خداوند بزرگ جهان است و موجودات ديگر، از طرق مختلفى كه همگى به خدا منتهى مى گردد، كسب علم و فيض مى كنند، پيامبر گرامى از طرق گوناگون كه قرآن و حديث بر آن گواهى مى دهند، علم و ايمان خود را افزايش مى دهد.
عقل و خرد پيامبر يكى از وسائل راهنمايى او بود. همچنانكه فرشته وحى، او را از مطالب و مسائلى آگاه مى ساخت، و براهين علمى و دقيق قرآن