مقدمهاى بر فقه شيعه - مدرسی، سيد حسين - الصفحة ٥٩
و به زودى مورد پيروى بيشتر فقهاء آن سامان قرار گرفت [٢٣٠]. سپس در إيران نيز به مرور از ميانه و نيمه دوم قرن مزبور هوادارانى يافت و بسيارى از فقهاء در شهرستانهاى مختلف از آن جانبدارى كردند [٢٣١]. حوزه أصفهان كه بزرگ ترين مركز علمي شيعه در آن ادوار بود بيشتر در دست اصوليان بود هر چند مجلسي أول متمايل به اخبار يگرى بود [٢٣٢] و مجلسي دوم خود مى گويد كه روش أوحد وسطى ميان اخباريان واصوليان است [٢٣٣]. زين الدين علي بن سليمان بن درويش بن حاتم قدمي بحراني (م ١٠٦٤) اين گرايش را از إيران به بحرين برد [٢٣٤]. در آن ادوار كار اين گرايش هنوز به افراط زياد نرسيده بود. با اين همه در گيرى ميان اخباريان و اصوليان از أواخر همين قرن پديدار گرديد [٢٣٥].
اخبار يگرى از دهه هاى نخستين قرن دوازدهم بر همه مراكز علمي شيعه در إيران و عراق غلبه كرد و چند دهه فقه شيعي را در تصرف انحصارى خود داشت. تا در نيمه دوم اين قرن - چنان كه اندكى بعد خواهيم ديد - مجددا در برابر گرايش أصولي به سختى شكست خورد و از ميدان بيرون رفت. مركز اصلى اين گرايش در اين دوره بحرين بود و پس از زوال اخبار يگرى در إيران و عراق، همچنان در آن منطقه باقي ماند كه تا به امروز در آن ديار مسلط ومتبع است.
فقهاء اخبارى كه در نيمه دوم قرن يازدهم تا پايان قرن بعد صاحب انظارى مخصوص به خود بوده و در فقه نا مبردارند تنى چند بيش نيستند كه از آن ميان ملا محسن فيض كاشاني و يوسف بن أحمد بحراني نگارنده الحدائق الناضرة (م ١١٨٦) با داشتن روشى معتدل مقامي ارجمند دارند.
محمد بن الحسن الحر العاملي (م ١١٠٤) نگارنده وسائل الشيعة نيز از بزرگان پيروان اين روش است. نام چند تن ديگر از سرآمدان گرايش اخبارى چنين است.
خليل بن غازي قزوينى (م ١٠٨٨) نگارنده دو شرح بر كافى نعمت الله بن عبد الله جزائرى (م ١١١٢) نگارنده غاية المرام و كشف الاسرار سليمان بن عبد الله بحراني ماحوزى (م ١١٢١)
[٢٣٠] ببينيد لوامع صاحبقرانى ١: ١٦ / روضات ١: ١٣٧.
[٢٣١] ببينيد روضة المتقين ١: ٢١.
[٢٣٢] لوامع صاحبقرانى ١: ١٦ / و ٣٠ / روضات ١: ١٣٦ - ١٣٧ و ٢: ١١٩.
[٢٢٣] رساله سيروسلوك مجلسي دوم: ٥٣ ر. نيز ببينيد زاد المعاد: ٥٥٧ - ٥٥٨ ذيل سخن از خمس وانفال (نيز حدائق ١٢: ٢٦٨
كه همين عبارت مورد استناد را از زاد المعاد ترجمه و نقل كرده است).
[٢٣٤] لؤلؤة البحرية: ١٣ / قصص العلماء: ٢٧٧ / ذريعة ١٥: ٧٦. مقصود از بحرين طبعا مدلول قديم اين نام است. مركب از
جزيرة بحرين ومنطقه قطيف واحساء در شمال شرقي شبه جزيره عربى.
[٢٣٥] ببينيد روضات ١: ١٣٤ - ١٣٥. نيز رساله السهام المارقه شيخ على نواده شهيد دوم: ٧ پ ١٠ ر.