مقدمهاى بر فقه شيعه - مدرسی، سيد حسين - الصفحة ٤٠
(ب) قديمين هم زمان با استيلاء محدثان بر محيط علمي و مذهبي شيعه در نيمه دوم قرن سوم و قسمت عمده قرن چهارم، دو شخصيت بزرگ علمي در ميان فقهاء شيعي پديدار شده اند كه هر يگ داراى روش فقهى خاصي بوده اند. نقطه مشترك در روش فقهى اين دو، استفاده از شيوه استدلال عقلي است. بنابر اين كار اين دو به نوعي ادامه فقه تحليلي وتعقلى دوره حضور امام بوده، و نخستين دوره فقه اجتهادي شيعي به صورت مجموعه اى مدون و مستقل شمرده مى شود [١٤٢]. مستقل از حديث و جدا از آن، ليكن بر أساس آن و در چهار چوب آن، به شكل تفريع فروع از أصول به كمك استدلال عقلي و إعمال فكر و اجتهاد و نظر.
اين دو شخصيت با آن كه هر يك از گروهى ديگر، و داراى روش و خط مشى مختلف بوده اند ليكن در بسيارى موارد در تصميم گيرى هاى حقوقى به نتيجة واحدى رسيده و نظر مشتركى اتخاذ نموده اند. از اين رو در مآخذ فقهى معمولا با عنوان قديمين به آراء فقهى آنان اشاره مى شود [١٤٣]. اين دو عبارتند از: ١ - ابن أبي عقيل، أبو محمد بن علي بن أبي عقيل العماني الحذاء، دانشمند نيمه أول قرن چهارم [١٤٤]، نگارنده اثر فقهى مشهوري به نام المتمسك بحبل آل الرسول كه در قرن هاى چهارم و پنجم از مشهورترين و مهمترين مراجع فقهى بوده [١٤٥] و بندهايى از آن در مآخذ فقهى متأخرتر نقل شده است [١٤٦].
٢ - ابن الجنيد، أبو علي محمد بن أحمد بن الجنيد الكاتب الإسكافي، دانشمند ميانه قرن چهارم [١٤٧]، نگارنده تهذيب الشيعة لاحكام الشريعة والاحمدى في الفقه المحمدي [١٤٨].
= العدد أو: ١٣٠ ب / رسالة في ابطال العمل باخبار الآحاد: ١٤٢ ب. نيز شيخ، عده: ٥٤ و ٢٤٨ / غيبت أو: ٣ / مبسوط ١: ٢ / النقض:
٥٢٩ و ٥٦٨.
[١٤٢] بحر العلوم ٢: ٢١٨.
[١٤٣] اين اصطلاح وسيله ابن فهد حلى فقيه شيعي قرن نهم (م ٨٤١) ابداع شده است. ببينيد المهذب البارع وى: ٣ ر. نيز
المقتصر: ٢ ر. سپس مدارك: ٤٦٣ و ساير مآخذ متأخر از آن.
[١٤٤] أو در نامه اى كه به جعفر بن محمد بن قولويه (م ٣٦٩) نوشت به وى اجازه داد كه تأليفات أو را روايت كند (نجاشي:
٣٨). پس خود از دانشمندان نيمه أول اين قرن خواهد بود.
[١٤٥] نجاشي: ٣٨ / ذريعة ١٩: ٦٩.
[١٤٦] از جمله سرائر: ١٠٢ (نيز ببينيد صفحه ٣٩٨) و مختلف علامه در بسيارى از موارد و در آثار شهيد أول.
[١٤٧] أو در سال ٣٤٠ در نيشابور بوده و مورد توجه اهالى آن شهر قرار داشت (صاغانيه مفيد: ١٧). در جزء آثار اين دانشمند از
كتابي در پاسخ سؤالات معز الدولة ديلمى (م ٣٥٦) ياد شده است (نجاشي: ٣٠١). بنابر اين روزگار مرجعيت علمي و مذهبي أو برابر
با دوره فرمانروايى معز الدولة است كه مصادف با دهه هاى چهارم تا ششم اين قرن بود (بحر العلوم ٣: ٢٢٢).
[١٤٨] بسيارى از عبارات اين كتاب عينا در مختلف علامه وآثار شهيد أول هست.