مقدمهاى بر فقه شيعه - مدرسی، سيد حسين - الصفحة ٣٤
دانشمند ترين أصحاب امام صادق [٨٩] بوده و روايات بسيار در ستايش أو از امامان رسيده [٩٠] و يكى از رؤساء وسرامدان چهار گانه مذهب شيعي شمرده شده است [٩١] نظر غريب و سخن نادرستى در مورد علم امام در چند روايت [٩٢] نقل شده كه موجب شگفتى است.
به نظر مى رسد اين گونه طرز تفكرها در مورد امامان موجب بود كه بسيارى از صحابه ء امامان گاه در مسائل علمي با آنان اختلاف نظر داشتند [٩٣] و بر سر مسائل مورد اختلاف به مناظره و بحث مى پرداختند [٩٤] و حتى گاه در مسائل فقهى از آنان در خواست سند ومأخذ مى نمودند [٩٥]. در مسائلي كه أصحاب خود با يكديگر اختلاف نظر داشتند گاهى أوقات كار به منازعه مى كشيد و به ترك دوستى و قطع رابطه ميان آنان براي هميشه مى انجاميد [٩٦]. در حالي كه بر أساس طرز تفكر سنتي شيعه، به حسب قاعده بايد در چنين مواردى مورد اختلاف را بر امامان عرضه مى نمودند و از آنان مى خواستند كه واقع امر را بيان كنند چنان كه شيعيان معتقد، معمولا چنين مشكلاتى را با آنان در ميان مى گذارده و كسب تكليف مى كردند [٩٧].
٤) پيش تر گفته شد كه أساس اجتهاد در فقه شيعه بر تحليل واستدلال عقلي در چهار چوب نصوص قرآن و سنت است. مراد از اين روش همان شيوه استدلال در منطق صوري است كه بر أساس أصول آن منطق، قطع آور و حجت است. روش ظني تمثيل منطقي كه در فقه قياس خوانده مى شود و مبتنى بر كشف احتمالي علل احكام است از آغاز راه يافتن خود در فقه اسلامى در قرن دوم [٩٨] در فقه شيعي مردود بوده است اما در مواردى كه علل احكام به صورت قطعي و اطمينان بخش قابل كشف باشد اين كشف حجت و معتبر شناخته شده وبدان استدلال واستناد مى شود.
در قرون أولية، محدثان كه مخالف هر گونه استدلال عقلي بودند اين گونه كشف هاى قطعي را
[٨٩] كشى: ٢٣٨ / قاموس الرجال تسترى ٧: ٤٥١.
[٩٠] كشى: ١٣٦ - ١٣٧ و ١٧٠ / قهپايى ٥: ٨٣ / جامع الرواة ٢: ٣٤.
[٩١] كشى: ٢٣٨ - ٢٣٩. سه تن ديگر عبارتند از زراره، محمد بن مسلم وبريد بن معاوية العجلي.
[٩٢] كشى: ١٧٢ / قهپايى ٥: ٨٤ - ٨٥. مشابه اين سخنان از برخى ديگر از صحابه أئمة نيز نقل شده است. ببينيد كشى:
[١٤٧] ١٤٨ و ١٥٨.
[٩٣] كشف القناع: ٧١ - ٧٢.
[٩٤] همان مأخذ: ٧٢.
[٩٥] نمونه را ببينيد كافى ٣: ٣٠ / من لا يحضر ١: ٥٦ - ٥٧ / علل الشرايع ١: ٢٦٤ - ٢٦٥ / تهذيب ١: ٦١ - ٦٢ / استبصار
١: ٦٢ - ٦٣ / وسائل ١: ٢٩١، ٢: ٩٨٠.
[٩٦] كافى ١: ٤٠٩ - ٤١١ / مستدرك ١: ٥٥٥.
[٩٧] احتجاج أبو منصور طبرسى ٢: ٢٨٤ / كشى: ٥٣٩.
[٩٨] ابن حزم، الاحكام ٧: ١٧٧ / همو، ملخص ابطال القياس: ٥.