ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥١٨ - نظر جمعى از مفسرين در باره زنده بودن شهداء
ذيل آيه:(وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ، وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ)،[١] پارهاى مطالب گفته شد، در اينجا نيز مىگوييم: صبر از بزرگترين ملكات و احوالى است كه قرآن آن را ستوده و مكرر امر بدان نموده است، تا بجايى كه قريب به هفتاد مورد شده، حتى در بارهاش فرموده: ((إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ)، اين صبر از كارهاى بس مهم است)[٢] و نيز فرموده: ((وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ)، اين اندرز را نميپذيرد مگر كسانى كه صبر كنند و نمىپذيرد، مگر صاحب بهرهاى عظيم)[٣] و نيز فرموده: ((إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ)، تنها صابرانند كه بدون حساب اجرشان بتمام داده ميشود).[٤] و اما (صلاة) در باره آن همين قدر مىگوييم: كه نماز از بزرگترين عبادتهايى است كه قرآن بر آن تاكيد بسيار دارد، حتى در بارهاش فرموده: ((إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ)، نماز انسان را از فحشاء و منكر باز ميدارد)،[٥] و در قرآن كريم در باره هر امرى سفارش مىكند، در صدر آن و در اولش نماز را بياد مىآورد.
خداى سبحان صبر را چنين توصيف كرده كه خدا با صابران است كه داراى اين صفتند، و اگر در آيه مورد بحث تنها صبر را توصيف كرد و از نماز چيزى نفرمود، با اينكه در آيه:
(وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ) الخ نماز را توصيف كرده، بدين جهت بود كه مقام آيات مورد بحث مقام برخورد با مواقف هول انگيز و هماوردى با شجاعان است و در اين مقام اهتمام ورزيدن به صبر مناسبتر است، بخلاف آيه سابق، و باز به همين جهت در آيه مورد بحث فرمود:(إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ)، و نفرمود: (ان اللَّه مع المصلين).
و اما اينكه فرمود: خدا با صابران است اين معيت غير آن معيتى است كه در آيه: ((وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ)، او با شماست هر جا كه باشيد)،[٦] آمده، براى اينكه معيت در آيه سوره حديد معيت احاطه و قيمومت است، ميخواهد بفرمايد: خدا بر همه شما احاطه دارد و قوام ذات شما باو است، بخلاف معيت در آيه مورد بحث كه بمعناى يارى كردن صابران است ميخواهد بفرمايد (الصبر مفتاح الفرج صبر كليد فرج خدايى و يارى اوست).
[نظر جمعى از مفسرين در باره زنده بودن شهداء]
(وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ، وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ) بعضى از مفسرين چه بسا گفته باشند: كه خطاب (نگوئيد) به مؤمنين است كه به خدا و رسول و روز جزا ايمان دارند و معتقدند كه بعد از زندگى دنيا زندگى ديگرى هست و ديگر از چنين كسانى تصور نمىرود كه
[١]- بقره آيه ٤٥
[٢]- سوره لقمان آيه ١٧
[٣]- سوره فصلت آيه ٣٥
[٤]- سوره زمر آيه ١٠
[٥]- سوره عنكبوت آيه ٤٥
[٦]- سوره حديد آيه ٤