ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٧ - بحث روايتى شاهد احاديثى در باره معنى بسم الله و جزء قرآن بودن آن و معنى رحمن و رحيم و حمد خدا )
و از امام باقر ع روايت است كه فرمود: محترمترين آيه را از كتاب خدا دزديدند، و آن آيه(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ) است، كه بر بنده خدا لازم است در آغاز هر كار آن را بگويد، چه كار بزرگ، و چه كوچك، تا مبارك شود.[١]* مؤلف: روايات از ائمه اهل بيت ع در اين معنا بسيار زياد است، كه همگى دلالت دارند بر اينكه بسم اللَّه جزء هر سوره از سورههاى قرآن است، مگر سوره برائت، كه بسم اللَّه ندارد، و در روايات اهل سنت و جماعت نيز رواياتى آمده كه بر اين معنا دلالت دارند.
از آن جمله در صحيح مسلم از انس روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ فرمود: در همين لحظه پيش سورهاى بر من نازل شد، آن گاه شروع كردند بخواندن(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ)،[٢] و از ابى داود از ابن عباس روايت كرده كه گفت: (وى حديث را صحيح دانسته)، رسول خدا ٦ غالبا اول و آخر سوره را نمىفهميد كجا است، تا آنكه آيه(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ) نازل ميشد، (و بين دو سوره قرار ميگرفت).[٣]* مؤلف: اين معنا بطرق شيعه از امام باقر ع روايت شده.[٤] و در كافى و كتاب توحيد، و كتاب معانى، و تفسير عياشى، از امام صادق (ع) روايت شده كه در حديثى فرمود: اللَّه، اله هر موجود، و رحمان رحم كننده بتمامى مخلوقات خود، و رحيم رحم كننده به خصوص مؤمنين است.[٥] و از امام صادق ع روايت شده كه فرمود: رحمان اسم خاص است به صفت عام، و رحيم اسم عام است به صفت خاص.[٦]* مؤلف: از بيانى كه ما در سابق داشتيم روشن شد كه چرا رحمان عام است، و مؤمن و كافر را شامل ميشود، ولى رحيم خاص است، و تنها شامل حال مؤمن مىگردد، و اما اينكه در حديث بالا فرمود رحمان اسم خاص است به صفت عام، و رحيم، اسم عام است به صفت خاص، گويا مرادش اين باشد كه رحمان هر چند مؤمن و كافر را شامل ميشود، ولى رحمتش خاص دنيا است، و رحيم هر چند عام است، و رحمتش هم دنيا را مىگيرد، و هم آخرت را، ولى مخصوص مؤمنين است، و
[١]- خصال و بحار ج ٩٢ ص ٢٣٨ ح ٣٩
[٢]- صحيح مسلم ج ٤ ص ١١٢
[٣]- سنن ابى داود ج ١ ص ٢٠٩ ج ٧٨٨
[٤]- بطرق خاصه از امام باقر( ع) نقل شده كه رسول اللَّه اول و آخر سوره را بسم اللَّه مىدانست
[٥]- اصول كافى ج ١ ص ١١٤ ح ١ باب معانى الاسماء و اشقاقها و التوحيد ص ٢٣٠ ح ٢ و معانى الاخبار ص ٣ ح ١ و تفسير عياشى ج ١ ص ٢٢ ح ١٩- ٢٠
[٦]- مجمع البيان ج ١ ص ٢١