ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٠٢ - بحث روايتى(در باره تلاوت قرآن)
(الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ) الخ، فرموده: آيات آن را شمرده شمرده مىخوانند، و در معناى آن تدبر نموده، باحكامش عمل ميكنند، و بوعدههايش اميد مىبندند، و از تهديدهايش مىهراسند، و از داستانهايش عبرت مىگيرند، اوامرش را بكار بسته، نواهيش را اجتناب مىكنند و بخدا سوگند، معناى حق تلاوت اينست، نه اينكه تنها آياتش را حفظ كنند، و حروفش را درس بگيرند و سورههايش را بخوانند و بند بند آن را بشناسند كه مثلا فلان سوره دهيكش چند آيه و پنجيكش چند است.
و بسيار كسانى كه حروف آن را كاملا از مخرج اداء ميكنند، ولى حدود آن را ضايع ميگذارند، بلكه تلاوت به معناى تدبر در آيات آن، و عمل به احكام آنست، هم چنان كه خداى تعالى فرموده: ((كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ، لِيَدَّبَّرُوا) آياته، كتابى است مبارك كه بتو نازل كرديم، تا در آياتش تدبر كنند)[١].
و در تفسير عياشى از امام صادق ع روايت كرده، كه در تفسير جمله:(يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ) فرموده: يعنى وقتى بآيات راجع به بهشت و دوزخش ميرسند مىايستند و فكر ميكنند.[٢] و در كافى از آن جناب روايت كرده كه در تفسير اين آيه فرموده: اينان كه قرآن را بحق تلاوتش تلاوت ميكنند، امامان امتند.[٣] مؤلف: اين روايت از باب جرى يعنى تطبيق آيه به مصداق روشن و كامل آن است.
[١]- سوره ص آيه ٢٩
[٢]- تفسير عياشى ج ١ ص ٥٧ حديث ٨٤
[٣]- اصول كافى ج ١ ص ٢١٥ حديث ٤