بازاريابى شبكه اى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤ - فصل ششم پرسشها و پاسخها
بنابراين داستان كلكسيونى بودن سكّهها، كه يك امر غير واقعى است، مشكل را حل نمىكند. [١]
سؤال پنجم- با توجّه به اين كه اجناس اين شركتها گارانتى (نوعى ضمانت) دارد، بر فرض كه اعضاء موفّق به يافتن مشترى جديد نشوند، از حقّ گارانتى استفاده كرده و معامله را فسخ نموده، و پول خود را مىگيرند، آيا اين مطلب مشكل شرعى را برطرف نمىكند؟
جواب: گارانتى اجناس اگر در كشور خودمان، و در دسترس
[١] خلاصه اين كه، اوّلًا: تعداد سكّههاى به اصطلاح كلكسيونى، همانطور كه گذشت محدود نيست. ثانياً: بر فرض كه از نظر تعداد يك نوع محدود باشد، امّا با توجّه به تنوّع سكّهها، بسيار فراوان است، و كدام كلكسيونر حاضر مىشود روى يك مجموعه فراوان از سكّه سرمايهگذارى كند؟ ثالثاً: خريداران چندانى براى سكّهها يافت نمىشود، گزارشگر روزنامه شرق، كه به همين منظور جستجوى گستردهاى در بازار طلافروشان و عتيقهفروشان تهران كرده، مىنويسد: «در ميان خريداران و فروشندگان سكّههاى طلايى، گلدكوئست و سكّههايش جايى ندارد! از ميان فروشندگان سكّه تنها يك طلافروش حاضر بود سكّه را بخرد، و از وزن آن پرسيد. او سكّه را به وزن طلايش مىخريد، و كارى با ارزش كلكسيونى آن نداشت! رابعاً: اگر فرض را بر پنهان ماندن برخى از خريداران چنين سكّههايى، بنابر عللى بگذاريم، و خوشبينانه معتقد باشيم كه ده خريدار پيدا خواهد شد، و آنها خريداران واقعى باشند (نه مأموران شركت گلدكوئست كه براى بازارگرمى اقدام به خريد مىكنند) امّا با توجّه به اين كه در ايران چهارصد هزار نفر چنين سكّههايى را خريدهاند، آيا آن ده نفر مىتوانند همه آن ٤٠٠ هزار سكّه را بخرند؟ مخصوصاً كه فعاليّت شركت مذكور ممنوع شده، و قوّه قضائيّه با اعضاى آن برخورد قانونى مىكند؟ شرح بيشتر افسانه كلكسيونى را، در روزنامه شرق، مورّخ ٢١ تير ١٣٨٤ مطالعه فرماييد.