بازاريابى شبكه اى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤ - ٢- جذب مشترى با ارائه كالا يا خدمات
موظّف هستيد دو مشترى براى آنها بيابيد، كه به اصطلاح در بال راست و چپ شما قرار مىگيرند. آنها نيز به همين ترتيب مبلغ بالا را به حساب شركت مورد نظر واريز مىكنند. در اين نوع از فعاليّت عضوگيرى بصورت هرمى و شاخهاى پيش مىرود:
... ٤٠٩٦- ٢٠٤٨- ١٠٢٤- ٥١٢- ٢٥٦- ١٢٨- ٦٤- ٣٢- ١٦- ٨- ٤- ٢- ١
يعنى اگر پس از مشترى اوّل، ده بار معاملات فوق و جذب مشترىها، طبق قوانين آنها پيش رود، در رديف يازدهم ١٠٢٤ كالاى پانصد هزار تومانى توسّط كسانى كه شما (با واسطه، يا بلاواسطه) معرّفى كردهايد فروش مىرود، كه قيمت مجموع آن حدوداً ٠٠٠/ ٠٠٠/ ٥٠٠ تومان مىشود. شركت مذكور مبلغ كمى (حدود ١١٠ آن را) به سرشاخهها مىپردازد، و بقيّه را خودش بر مىدارد.
البته روشن است كه شاخههاى آخر، كه موفّق به جذب مشترى نمىشوند، يا آنها كه موفّق به جذب مشترى به مقدار لازم نمىگردند، مالباختگان واقعى هستند؛ زيرا نه پورسانتى دريافت مىكنند، و گاه حتّى كالايى براى آنها فرستاده نمىشود، [١] و بر فرض كه فرستاده شود،
[١] خبرنگار يكى از روزنامههاى تهران، در گزارشى تحت عنوان «تجمّع خريداران در ميرداماد» با تعدادى از مالباختگان مصاحبه كرده، كه به يكى دو مورد آن اشاره مىشود: يك مرد ميانسال لب به شكوه باز مىكند: «٥١٣ هزار تومان به حسابشان ريختهام، حدود دو ماه است كه منتظرم سكّهام بيايد، مىگويند صبر كنيد!» شخص ديگرى براى چهار نفر از افراد خانوادهاش ثبت نام كرده، سكّه خودش آمده، روى همين حساب دوباره پول به حساب ريخته، اما اين بار خبرى نشد!» (روزنامه همشهرى، مورّخ ٢٧/ ٧/ ١٣٨٣)