اسلام در يك نگاه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤ - استقلال و بقاى روح
آثارى مىبينيم كه از خواصّ عمومى مادّه نيست از جمله:
١- ما مىتوانيم سيّارات عظيم، كهكشانها، منظومههاى آسمانى، و يا كوهها، بيابانها و درياهاى پهناور زمين را درست با همان عظمتى كه در خارج دارند در فكر خود ترسيم و مجسّم كنيم، در اين حالت صورتى بزرگ به بزرگى آسمانها و زمين در ذهن ما نقش مىبندد، و ما اين نقشها و صورتهاى ذهنى عظيم را در درون وجود خود مىيابيم.
اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه محلّ اين صورتها و نقشها كجاست؟
نقشههاى با عظمت ذهنى ما ميلياردها مرتبه از مغز ما بزرگتر است و سلولهاى مغزى و خواصّ آن نمىتواند محلّى براى ترسيم اين نقشها باشد، مانند اين است كه بخواهيم نقشه كشور ايران را با همان مقياس واقعى و عينى روى صفحه كاغذى ترسيم كنيم.
بنابراين بايد به نيرويى ماوراى مادّه و نيروهاى جسمانى عقيده داشته باشيم تا بتوانيم اين پديده را تفسير كنيم و گرفتار مشكل «عدم انطباق بزرگ بر كوچك» نگرديم، يعنى يك نيروى غير مادّى را بپذيريم تا بتوانيم بوسيله آن، اين نقشهها و صورتهاى عظيم را دريابيم.
٢- يكى از خواصّ عمومى مادّه «تغيير و تحوّل دائمى و فرسودگى» است كه با گذشت زمان صورت مىگيرد، در حالىكه تصّورات ذهنى ما وضع ثابتى دارند، و با گذشت زمان، دگرگون يا فرسوده نمىشوند. به طور مثال اگر دوست جوان خود را، چند سال پيش در مجلسى ديده باشيم، پس از پنجاه سال ديگر هنگامىكه به ياد آن جلسه مىافتيم، همان نقشه و صورت ذهنى بدون كوچكترين تغيير، فرسودگى و دگرگونى كه در