اسلام در يك نگاه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤ - ١- پشتوانهاى براى اصول اخلاق
كمك به نيازمندان؛ و ديگر صفات عالى انسان است؛ همان اصولى كه بدون آنها نه تنها زندگى ما نظم و آرامش خود را از دست مىدهد بلكه به يك ميدان جنگ تبديل مىگردد، البتّه ممكن است اين اصول اخلاقى و اجتماعى را بدون مذهب هم پيدا كرد ولى مسلّماً بدون «يك اعتقاد راسخ دينى» اين مفاهيم نه تنها اصالت خود را از دست مىدهند، بلكه بصورت يك سلسله «تذكرات غير لازم الاجرا» در مىآيند، چه اينكه اصول اخلاقى منهاى مذهب مانند نصايح يك دوست صميمى خواهد بود كه در عمل به آن و عدم عمل به آن كاملًا مختاريم.
از طرفى اين صفات- قبل از هر چيز- بر اساس يك سلسله كيفيات درون ذاتى و عقيدهاى استوارند، و طبعاً از قلمرو و نفوذ قوانين معمولى بيرون هستند.
بنابراين ايمان به علم و قدرت لايزالى كه از درون و بيرون انسان بطور يكسان آگاه است و بر آن نظارت مىكند، مىتواند ريشه نهالهاى اخلاقى را در درون جان انسان پرورش دهد، و افراد را بطور خود كار به «درستى»، «و انجام وظيفه» و هنگام لزوم «گذشت» و «فداكارى» و «ايثار» وادارد.
همانطورى كه «ويل دورانت» فيلسوف و مورخ معروف در كتاب «لذّات فلسفه» مىگويد: «بدون ضمانت مذهب اخلاق يك حسابگرى بيش نيست»، و بدون آن احساس تكليف از ميان مىرود. [١]
[١]. لذات فلسفه، صفحه ٤٧٨.