اسلام در يك نگاه
(١)
چند يادآورى لازم
٧ ص
(٢)
بخش اوّل دين
١١ ص
(٣)
1- نقش دين در زندگى انسانها
١٣ ص
(٤)
1- پشتوانهاى براى اصول اخلاق
١٣ ص
(٥)
2- تكيهگاه براى مبارزه با حوادث سخت زندگى
١٥ ص
(٦)
3- مبارزه با خلاء ايدئولوژيكى
١٦ ص
(٧)
4- كمك به پيشرفت علم و دانش
١٧ ص
(٨)
5- مبارزه با تبعيضات
١٩ ص
(٩)
2- ريشههاى حس مذهبى
٢١ ص
(١٠)
امواج ضدّ مذهبى در قرون اخير
٢٢ ص
(١١)
3- دين در برابر مكاتب فلسفى
٢٧ ص
(١٢)
4- مذهب و آزادىهاى فردى
٢٩ ص
(١٣)
بخش دوّم اصول اصلى اسلام
٣٣ ص
(١٤)
1- خداشناسى
٣٥ ص
(١٥)
راههاى خداشناسى
٣٦ ص
(١٦)
خداشناسى در قرآن
٤٢ ص
(١٧)
بى خدايى وجود ندارد
٤٣ ص
(١٨)
توحيد زير بناى تعليمات دينى
٤٦ ص
(١٩)
صفات خدا
٤٤ ص
(٢٠)
انسان و آزادى اراده
٤٨ ص
(٢١)
2- معاد رستاخيز
٤٩ ص
(٢٢)
قوانين علمى و رستاخيز
٥١ ص
(٢٣)
ايمان به رستاخيز و تربيت انسان
٥٢ ص
(٢٤)
استقلال و بقاى روح
٥٣ ص
(٢٥)
3- نبوّت
٥٧ ص
(٢٦)
عصمت پيامبران
٥٨ ص
(٢٧)
هدف پيامبران
٥٨ ص
(٢٨)
اثبات نبوت
٥٩ ص
(٢٩)
عدم تحريف قرآن
٦١ ص
(٣٠)
محتواى دعوت اسلام
٦٢ ص
(٣١)
اسلام آخرين دين آسمانى
٦٣ ص
(٣٢)
جانشينان پيامبر صلى الله عليه و آله
٦٦ ص
(٣٣)
وظايف و شرايط امام عليه السلام
٦٩ ص
(٣٤)
بخش سوّم دستورات و مقررات اسلام
٧١ ص
(٣٥)
1- عبادتها و نيايشها
٧٣ ص
(٣٦)
نماز
٧٥ ص
(٣٧)
روزه
٧٦ ص
(٣٨)
حج
٧٦ ص
(٣٩)
2- رابطه انسانها با يكديگر
٧٩ ص
(٤٠)
روابط مسلمانان با ساير ملل
٨١ ص
(٤١)
اسلام و نظارت همگانى
٨٢ ص
(٤٢)
3- اقتصاد اسلامى
٨٥ ص
(٤٣)
زكات
٨٥ ص
(٤٤)
خمس
٨٧ ص
(٤٥)
انفاق
٨٨ ص
(٤٦)
وقف و اموال عمومى
٨٨ ص
(٤٧)
مالكيّت در اسلام
٨٩ ص
(٤٨)
احيا و حيازت
٩٠ ص
(٤٩)
مالكيّت شخصى و كار
٨٩ ص
(٥٠)
گردش ثروت
٩١ ص
(٥١)
رباخوارى
٩١ ص
(٥٢)
اقسام ربا
٩٢ ص
(٥٣)
قرض الحسنه
٩٢ ص
(٥٤)
4- جهاد و دفاع در اسلام
٩٥ ص
(٥٥)
روح صلحطلبى با جنگهاى تحميلى مخالف نيست
٩٦ ص
(٥٦)
جهاد در راه خدا و اهداف آن
٩٨ ص
(٥٧)
1- دفاع از آيين حق و موجوديّت آن
٩٨ ص
(٥٨)
2- درگيرى با عوامل مزاحم
١٠٠ ص
(٥٩)
3- مبارزه با ظلم و فساد
١٠٠ ص
(٦٠)
آمادگى براى جهاد
١٠١ ص
(٦١)
رعايت اصول انسانى در برابر دشمن
١٠٢ ص
(٦٢)
5- قضاوت و دادرسى و قوانين جزا در اسلام
١٠٥ ص
(٦٣)
قوانين جزائى
١٠٨ ص

اسلام در يك نگاه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤ - ١- پشتوانهاى براى اصول اخلاق

كمك به نيازمندان؛ و ديگر صفات عالى انسان است؛ همان اصولى كه بدون آنها نه تنها زندگى ما نظم و آرامش خود را از دست مى‌دهد بلكه به يك ميدان جنگ تبديل مى‌گردد، البتّه ممكن است اين اصول اخلاقى و اجتماعى را بدون مذهب هم پيدا كرد ولى مسلّماً بدون‌ «يك اعتقاد راسخ دينى» اين مفاهيم نه تنها اصالت خود را از دست مى‌دهند، بلكه بصورت يك سلسله‌ «تذكرات غير لازم الاجرا» در مى‌آيند، چه اين‌كه اصول اخلاقى منهاى مذهب مانند نصايح يك دوست صميمى خواهد بود كه در عمل به آن و عدم عمل به آن كاملًا مختاريم.

از طرفى اين صفات- قبل از هر چيز- بر اساس يك سلسله كيفيات درون ذاتى و عقيده‌اى استوارند، و طبعاً از قلمرو و نفوذ قوانين معمولى بيرون هستند.

بنابراين ايمان به علم و قدرت لايزالى كه از درون و بيرون انسان بطور يكسان آگاه است و بر آن نظارت مى‌كند، مى‌تواند ريشه نهال‌هاى اخلاقى را در درون جان انسان پرورش دهد، و افراد را بطور خود كار به‌ «درستى»، «و انجام وظيفه» و هنگام لزوم‌ «گذشت» و «فداكارى» و «ايثار» وادارد.

همان‌طورى كه‌ «ويل دورانت» فيلسوف و مورخ معروف در كتاب‌ «لذّات فلسفه» مى‌گويد: «بدون ضمانت مذهب اخلاق يك حسابگرى بيش نيست»، و بدون آن احساس تكليف از ميان مى‌رود. [١]


[١]. لذات فلسفه، صفحه ٤٧٨.