اسلام در يك نگاه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨ - ٣- دين در برابر مكاتب فلسفى
اين قوانين را در كار خود پيش بينى كرده و از آن اطّلاع كامل داشته است، در حالى كه حوادث و رويدادهاى طبيعى چنين آگاهى و اطلاعى را ندارد.
٢- مكاتب مادى «اصل جبر» را به عنوان يك اصل اساسى پذيرفتهاند، و همه چيز حتى اعمال و حركات انسان را معلول يك سلسله علل جبرى مىدانند، از اين رو، همه تلاشها و كوششهاى انسان در نظر آنها همانند حركت چرخهاى ماشين خواهد بود؛ بنابراين پذيرش اين اصل با قبول هرگونه مسؤوليّت اجتماعى و اخلاقى و انسانى مخالف است. در حالى كه مذاهب با پذيرفتن اصل «تكليف و مسؤوليت» آزادى اراده انسان را در عمل، شالوده تعليمات خود قرار دادهاند.
ضربهاى كه قبول اين اصل، بر پايه احساس مسؤوليت، لزوم انجام وظيفه و تحرّك و جنبش، مىزند و تأثير مستقيمى كه در توسعه جنايات و تجاوزات دارد قابل انكار نيست؛ زيرا افراد منحرف به عنوان اين كه «جبر محيط و زمان، و طرز تربيت»، آنها را به اين اعمال وادار كرده، در واقع خود را بيگناه و بدون مسؤوليّت معرفى مىكنند، در حالى كه قبول اصل آزادىِ اراده و اختيار، مىتواند اين آثار سوءِ را خنثى كند.
٣- مكاتب مادى با قبول «حاكميّت مادّه» بر همه شؤون زندگى انسانها، و انحصار ارزش در ارزشهاى مادى، در عمل ارزشهاى اخلاقى را متزلزل ساخته، و تنها منافع مادّى را، بر روابط اجتماعى و بينالمللى حاكم مىدانند. اثر اين طرز تفكّر ناگفته آشكار است، چرا كه بدون التزام به اصولى همچون نوع دوستى، اغماض، فداكارى؛ صميميّت و محبّت، هيچگاه مشكلات در سطح جهانى حل نشده، و اين اصول با حاكميّت منحصر به فرد مادّه سازگار نخواهد شد.