اسلام در يك نگاه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١ - راههاى خداشناسى
مىرسد كه همه يكسان و خنثى مىشوند و حالت بى تفاوتى در سراسر جهان پديدار مىگردد؛ درست مانند ظروف بهم پيوسته مايعات كه به هنگام تفاوت سطوح، شاهد حركت و جنبش در آنها هستيم، امّا اين وضع براى هميشه ادامه پيدا نمىكند، و دير يا زود، وقتى كه همه سطوح يكسان شدند، همه چيز خاموش، آرام و بى حركت خواهد گرديد.
طبق اين اصل پيدايش جهان حتماً تاريخى دارد و اگر ازلى بود مدّتها قبل به حالت يكنواختى دچار شده، و همه چيز خنثى و هر حركتى خاموش مىشد.
بنابراين بايد قبول كنيم كه جهان مادّه حادث است نمىتواند ازلى باشد.
اكنون اين سخن پيش مىآيد كه حدوث نخستين، و بر هم خوردن بىتفاوتى روز اوّل، كه مبدأ پيدايش اين همه نمودها شده چه بوده است؟ «انفجار نخستين» و يا به عبارت ديگر انفجارى كه در اتمهاى يكنواخت مادّه اولّى روى داده از چه عاملى سرچشمه گرفته؟ اين انفجار در حالت «بىتفاوت كامل» چگونه ممكن است خود به خود بوجود آمده باشد؟!
پس بايد اعتراف كرد كه عاملى از خارج، سرچشمه به هم خوردن بىتفاوتى نخستين، و ايجاد موج، در عالم يكنواخت مادّه بىجان و سپس پيدايش انرژىها و نمودهاى مختلف جهان شده است، و مادّه تنها نمىتواند عامل پيدايش نمودهاى اين جهان باشد. بلكه به يك عامل ما فوق طبيعى نياز دارد كه ما نامش را «خدا» مىگذاريم.