اسلام در يك نگاه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤ - امواج ضدّ مذهبى در قرون اخير
آنها بر سر دو راهى «علم» و «دين» (البتّه دين به آن صورتى كه در آن محيط و زمان معرّفى شده بود) به طور قطع علم را انتخاب كردند زيرا كه پايههاى آن را شخصاً با مشاهده و آزمايش محكم كرده بودند.
اشتباه در محاسبه و مقايسه همه اديان با وضع خاصّ كليساى قرون وسطى، سبب شد كه بعضى از دانشمندان به مبارزه با همه اديان برخواسته و همه مذاهب را رسماً نفى كنند و حتّى اصلى را بعنوان «عدم سازگارى دين و علم» ابداع نمايند!.
ولى مطالعه در وضع نهضت علمى اسلام كه از همان قرن نخستين آغاز شد، و در قرن دوّم و سوّم هجرى بارور گرديد، نشان مىدهد كه محيطهاى اسلامى رنگ ديگرى داشت، چرا كه اين نهضت به زودى موجب پيدايش دانشمندانى، چون «حسن بن هيثم» فيزيكدان معروف اسلامى و «جابر بن حيان» كه غربىها به او «پدر علم شيمى» نام دادهاند، ودهها تن مانند آنها شد، تا آنجا كه كتابهاى آنان، دانشمندانى همچون «راجزر بيكن» و «جان كپلر» و «لئوناردوا» را تحت تأثير خود قرارداد، و جالب اينكه همه اين علم آفرينىها در قرون وسطى و مقارنِ مبارزه شديد كليسا با رنسانس و پرچمداران نهضت علمى جديد روى داد.
البتّه نبايد فراموش كرد كه سهم دانشمندان و متفكرّان ايران در نهضت علمى اسلام بيش از ديگران بود جنبش اسلام- به اعتراف همه مورّخان شرق و غرب كه در پيرامون تمدّن اسلامى بحث كردهاند- يك جنبش علمى وسيع را در جهان برانگيخت، كه اثر آن در رنسانس و نهضت علمى اروپا به خوبى مشهود است.
بنابراين عواملى كه براى فاصله گرفتن روشنفكران از مذهب در