اسلام در يك نگاه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢ - ايمان به رستاخيز و تربيت انسان
است و حتّى دو گانگى كه در سابق ميان «مادّه و انرژى»، تصوّر مىرفت وجود نداشته، و هر دو قابل تبديل به يكديگرند.
به عنوان مثال، امواج صوتى ما هرگز نابود نمىشود و آثار آن در هوا و اشيايى كه پيرامون ماست همواره باقى مىماند، و تنها تغيير شكل مىدهد، همچنين است ساير كارهاى ما، بنابراين بايد قبول كنيم، افكار، اعمال، و همه حركات ما، كه نتيجه تبديل انرژىهاى مختلف وجود ماست در اين جهان باقى مىماند. و اين گام ديگرى به سوى رستاخيز و مشاهده نتايج اعمال، بلكه مشاهده خود اعمال است.
نتيجه اين كه با پيشرفت علوم، مسأله رستاخيز از آن پيچيدگى كه در گذشته داشته، خارج شده و به صورت مسأله مفهومى در آمده و بطور كامل از نظر علمى مورد قبول واقع شده است.
ايمان به رستاخيز و تربيت انسان
گذشته از اينكه ايمان به رستاخيز معمّاى زندگى و مرگ را به صورت منطقى تفسير و حل مىكند، آثار گوناگونى در زندگى انسانها دارد كه از همه مهمتر دو اثر زير است:
١- چهره مرگ همواره يك چهره آزار دهنده براى بشر بوده، و تفكّر و انديشه درباره آن، راحتى و آرامش روح و جان انسان را بر هم مىزند، و افق زندگى را تاريك و به كلى دگرگون مىگرداند.
با قبول زندگى پس از مرگ و رستاخيز، آن هم در جهانى با عظمت و وسيع كه همه مواهب حيات را در سطح عالى و جاودانى دارد، ديگر مرگ آن چهره عبوس و آزار دهنده را ندارد، ديگر مشاهده مظاهر مرگ