ارتباط با ارواح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥ - دليل سوم فراموشى مطلق براى ارواح ممكن نيست
بديهى است كه اين موضوعات، درباره كسى كه گذشته را بكلّى فراموش نموده، مفهومى ندارد. او نه جنايات و خلافكاريهاى خود را به خاطر دارد كه عبرت بگيرد و بيدار شود، و نه محروميّتها را به ياد مىآورد كه احياناً از پيروزى و وصول به مقصد خويش در اين زندگى جديد، لذّت ببرد؛ زيرا همه اين مفاهيم، مشروط به يادآورى خاطرات پيشين است.
بعضى از طرفداران عقيده تناسخ براى توجيه اين فراموشى مطلق، به دست و پاى عجيبى افتادهاند؛ مىگويند در گوشه و كنار جهان، افرادى ديده شدهاند كه خاطرات زندگى پيشين را كم و بيش به ياد دارند!
به اين افراد بايد گفت: اوّلًا، هيچگونه «مدرك معتبر» كه بتوان در بحثهاى علمى روى آن تكيه نمود، براى اين ادّعا وجود ندارد، و به فرض اين كه فردى پيدا شود كه چنين ادّعايى كند، هيچ بعيد نيست كه از قبيل توهّمات و خيالاتى باشد كه پارهاى از بيماران روانى به آن گرفتارند، وگرنه هر يك از ما هزاران فرد سالم را مىشناسيم و با آنها محشور هستيم و هرگز نديدهايم هيچكدام چنين ادّعايى داشته باشد.