ارتباط با ارواح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٢ - سرانجام جلسه ارتباط با ارواح
در اين هنگام صحنه ديگرى پيش آمد و چون من قول دادهام همه چيز را براى شما بنويسم (چه خوب باشد چه بد)، جريان را عيناً در اين جا مىآورم:
ميز تكان به اصطلاح سختى خورد، پيدا بود روح ديگرى رابطه برقرار ساخته، امّا روح چه كسى، معلوم نبود. بزودى معلوم شد اين روح ناشناس پيام مفصّلى دارد كه مىخواهد بطريق القا ادا كند نه به طريق حركت ميز (طريقه القا را در بحث گذشته شرح داديم).
بلافاصله «مديوم» ورقه «كاغذ» و «خودكارى» طلب كرد، سپس به نقطه نامعلومى چشم دوخت و گفت: «خواهش مىكنم بفرمائيد ... بفرمائيد» سپس شروع به نوشتن كرد- گويا كسى به او ديكته مىكرد و مىنوشت! و آن دستخط عيناً پيش من موجود است. روح ناشناس به اين وسيله پيام تند و خشنى به شرح زير براى من فرستاد:
«چگونه مىانديشى درباره ما ناصر شيرازى؟! در حالى كه خود ملبّس به لباس روحانيّت هستى! آيا انكار مىكنى وجود روح را؟ ... و يا ارتباط با ارواح را؟ ... اشتباه نكنيد كه اين وسيله تنها ارتباط و تماس است نه احضار! ... خود دانائى