ارتباط با ارواح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٩ - ميزگرد در خدمت تناسخ و عود ارواح
حامله بودن در او نمايان گرديد!! [١]
باز خيلى خوب به خاطر دارم از همان ماههاى اوّل و دوم حاملگى، چه آن زن وچه شوهرش و چه اقوامش كه يكى از آنها، پدر ابراهيم، كه در زندگى سابقش، از معتقدين اسپريتيسم بود، و در فرانسه با اين اصول آشنا شده بود، عموماً يقين داشتند نوزاد پسر خواهد بود كه همان ابراهيم است.
وقتى مىخواست موضوعى را تأييد كند و قسم بخورد به شكم خودش اشاره مىكرد و مىگفت: به جان ابراهيم! تا اين اندازه به پسر بودن نوزاد و اين كه او همان ابراهيم است، براى آنها قطعى بود. [٢] چون مىدانستند نوزاد همان ابراهيم است كه چندى پيش از دنيا رفته است.
اسم او را در زندگى جديدش و حتّى پيش از اين كه متولّد گردد، ابراهيم گذاشته بودند كه حالا گمان مىكنم بيست و دو سه سال داشته باشد؛ يكى دو سال كمتر يا بيشتر.
تا شش هفت سال پيش كه با خانوادهاش از ايران رفت، غالباً او را مىديدم و به شوخى ابراهيم ثانى مىگفتم.
(شماره ١٥٠٠- اطّلاعات هفتگى)
[١] چه دروغ شاخدارى!
[٢] تو را به جان همان ابراهيم قسم! راست بگو! اين داستان ساختگى نيست.