ارتباط با ارواح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٦ - اطّلاعات سرشار (؟)
است؛ او تصوّر مىكند با يادگرفتن نام چند كتاب و تكرار كلمه «اسپريت» و جار و جنجال و رجزخوانى مىتواند به جنگ فلاسفه بزرگ برود.
اكنون با كمال معذرت، گوشهاى از اطّلاعات اين نويسنده را منعكس مىكنيم، ببينيم كسى كه همه فلاسفه شرق را لجنمال كرده، اطّلاعات او در چه پايه است. او ميان «جوهر» و «عَرَض» فرق نمىگذارد و مىگويد فلاسفه ما، در «جوهر يا عَرَض بودن صورت» اختلاف كردهاند (شماره ١٤٩٧) در حالى كه هر كس از فلسفه مختصر اطّلاعى داشته باشد مىداند صورت (به اصطلاح فلسفى) از اقسام جوهر است و ربطى به عرض ندارد.
٢- مىگويد: «قرائت اقلًّا يك سوره از قرآن در نماز واجب است» (در شماره ١٤٩٥) در حالى كه اگر يك رساله عمليّه ساده را مطالعه فرمايند، مىدانند در هر نماز لااقل (اقلًّا كه ايشان با تنوين ذكر كرده غلط است) چهار سوره بعقيده شيعه واجب است و بعقيده اهل تسنّن دو سوره از قرآن (دومرتبه سوره حمد و مقدارى از آيات).
٣- در ايرادى كه به گمان خود در مسئله زمان به ابن سينا