ارتباط با ارواح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٥ - سرانجام جلسه ارتباط با ارواح
با شنيدن اين پيام، حالت عجيبى به همه حضّار دست داد.
همه در فكر بودند كه روح چگونه مىخواهد خود را به ما بنماياند و نشان دهد؛ به! چقدر خوب است كه چنين شود و ما خود روح را- ولو در قالب مثالى- ببينيم؛ چه منظره جالبى! ديگر همهچيز آفتابى خواهد شد و يقين خواهيم كرد.
من هم خود را آماده براى مشاهده روح مىكردم؛ ولى به خود تلقين مىنمودم مبادا تحت تأثير وضع مجلس واقع شوم و بر اثر قدرت تخيّل، يك چيز خيالى در نظرم مجسّم شود. به هر حال با بىصبرى انتظار داشتم اين روح ناشناس را زيارت كنم!
امّا ناگهان مشاهده كرديم حال مديوم، به هم خورد. به يك گوشه اطاق، نزديك به سقف خيره شد؛ مثل اين كه نور خيرهكنندهاى را ديده باشد، چشم خود را جمع كرد، و سپس روى هم گذاشت و حالش منقلبتر گرديد، و سر خود را روى ميز گذارد و مدّتى مكث كرد و سپس سر خود را بلند كرد و مانند اين كه از خواب عميقى بيدار شده باشد و يا از يك حادثه هولناك طولانى نجات پيدا كرده باشد؛ خسته و كسل و بسيار ناراحت به نظر مىرسيد؛ بلافاصله از پشت ميز