راهنمای محبّت - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٠
خدا تشويق مى كند و دشمنى براى خدا را مانند دوستى براى او واجب مى داند و آن را «محكم ترين ريسمان ايمان و برترين عمل» [١] مى خواند ؟ علاوه بر اين ، چه ضرورتى دارد كه انسان ، به جاى دوستى با ديگران با آنان دشمنى كند و اساسا ، دشمنى كردن با ديگران ، چه دردى از دردهاى اجتماعى را درمان مى كند و كدام مشكل را حل مى نمايد ؟ و در يك جمله ، فلسفه دشمنى براى خدا چيست ؟
معناى دشمنى براى خدا
براى دانستن چرايىِ دشمنى براى خدا ، ابتدا بايد ديد كه معناى آن چيست . اگر دشمنى براى خدا درست تفسير گردد ، فلسفه آن ، نياز به بيان ندارد . دشمنى براى خدا ، بدين معناست كه دشمن ، خصومت شخصى با فردِ مورد دشمنى ندارد و دشمنى او به دليل منافع شخصى نيست . دشمنى او با كسى كه او را دشمن مى دارد ، براى خداست ، نه براى خود . بدين سان ، ميان دشمنى براى خدا و دشمنى براى خود ، تفاوت جوهرى وجود دارد . دشمنى براى خود و براى تأمين منافع فردى و گروهى ، مبدأ همه فسادها و فتنه ها و ويرانى هاست؛ امّا دشمنى براى خدا ، مانند دوستى براى خدا ، مبدأ انواع خيرات و بركات و سازندگى هاى فردى و اجتماعى است . به عبارت ديگر ، دشمنى براى خدا ، دشمنى براى تأمين منافع مردم
[١] بنگريد به : ص ١٢٩ ( استوارترين دستاويز ايمان) .