راهنمای محبّت

راهنمای محبّت - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ١٢٢

٣٤٢.مفضّل بن عمر : «دل هايى از ياد خدا تهى شد . پس خداوند ، دوستى جز خود را به آن نوشاندْ» . [١]

١٠ / ٢

ويژگى هاى عاشق

قرآن

«زنانى در شهر گفتند : زن عزيز ، از غلام خود ، كام خواسته و شيفته او شده است. ما او را در گمراهى آشكارى مى بينيم.پس چون مكرشان را شنيد ، سراغشان فرستاد و محفلى برايشان ترتيب داد و به هريك ، كاردى داد و [به يوسف ]گفت : «بر آنان در آى» . پس چون او را ديدند،بزرگش شمردند و دست خويش ببريدند و گفتند: «منزّه است خدا! اين بشر نيست.اين،جز فرشته اى بزرگوار نيست»» . [٢]

حديث

٣٤٣.امام باقر عليه السلام ـ در تفسير «شيفته او شده عشق به يوسف ، آن زن را از مردم ، محجوب ساخت و در نتيجه ، جز به او (يوسف) نمى انديشيد . [٣]


[١] علل الشرايع : ص ١٤٠ ، ح ١ .[٢] «وَ قَالَ نِسْوَةٌ فِى الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُرَ وِدُ فَتَـلـهَا عَن نَّفْسِهِى قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا إِنَّا لَنَرَلـهَا فِى ضَلَـلٍ مُّبِينٍ * فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَـ?ا وَ ءَاتَتْ كُلَّ وَ حِدَةٍ مِّنْهُنَّ سِكِّينًا وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ فَلَمَّا رَأَيْنَهُو أَكْبَرْنَهُو وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَ قُلْنَ حَـشَ لِلَّهِ مَا هَـذَا بَشَرًا إِنْ هَـذَآ إِلاَّ مَلَكٌ كَرِيمٌ » (سوره يوسف ، آيه ٣٠ و ٣١) .[٣] تفسير القمّي : ج ١ ، ص ٣٥٧ به نقل از ابو جارود .